بنام ایزد یکتا![]()
در این وبلاگ چند تحقیق که شاید مورد نیاز شما باشد جمع آوری شده است.
تحقيق از آرماديلو
آرماديلو پسنانداري است که بدنش، با قطعات سخت استخواني (مانند زره) پوشيده شده است. در طبقهبندي جانوران، در همان خانوادهاي قرار دارد که مورچهخوار و حيوان تنبل قرار ميگيرند. آرماديلو در مناطقي از آمريکاي شمالي و در همه جاي آمريکاي جنوبي يافت ميشود. دو گونه آرماديلو وجود دارد که بزرگترين آن، آرماديلوي غولپيکر با طولي برابر5/1 متر است. آرماديلوها، انواع مختلفي از گياهان، حشرات و جانوران کوچک را ميخورند. آنها به خوردن مورچهها و موريانهها بسيار علاقه دارند، اين جانوران با پاهاي جلو و پنجههاي نيرومندشان زمين را ميکنند و مورچهها و موريانههارا پيدا ميکنند و ميخورند.
آرماديلوها به تنهايي يا به صورت زوج يا گروه در حفرههايي که زيرزمين حفر کردهاند، زندگي ميکنند. آنها شبها براي تغذيه از لانههاي خود بيرون ميآيند.آرماديلوها جانوراني ترسو هستند و هر گاه احساس خطر کنند، به سرعت به طرف لانههاي خود فرار ميکنند.
آرماديلوها ميتوانند هنگام خطر خود را جمع کنند و به صورت يک توپ درآيند. در چنين حالتي از سر و دم فقط قسمتهاي سخت آنها ديده ميشود و به اين ترتيب از خطر دشمنان در امان ميمانند.
کوچکترين نوع آرماديلو، آرماديلوي صورتي است که فقط 16 سانتيمتر طول دارد.
پوشش سخت آرماديلوها معمولاً از نه بند تشکيل شده است.
تحقیق از آفات مهم چوب
مهمترين آفات چوبخوار رختان فضاي سبز پروانه فري، سوسک سرشاخه خوار رزاسه، سوسک چوبخوار سارتا و سوسک هاي طوقه و ريشه هستند. اين آفات در نتيجه ضعف درختان و عدم رعايت مسائل به زراعي به شدت درختان فضاي سبز از جمله نارون، چنار و بيد را مورد حمله قرار مي دهند.
براي جلوگيري از خسارت اين آفات توجه به مديريت تلفيقي آن را به عنوان گامي در جهت کاهش جمعيت و خسارت آنها لازم است در سيستم مديريت تلفيقي از تمام روش هاي مبارزه به طور هماهنگ و به شيوه اي که کمترين اختلال را در پيشگيري از خسارت و يا کنترل مؤثر و درازمدت اين آفات اعمال نمايد استفاده مي شود از اين روش ها مي توان به آبياري تغذيه و هرس گياه و استفاده مکانيزم هاي مختلف مبارزه شامل زراعي، مکانيکي، فيزيکي، بيولوژيکي، شيميائي و فرموني اشاره نمود که در اين مبحث هر يک به تفصيل تشريح شده اند.
مقدمه
حشرات چوبخوار از آفات هم درختان فضاي سبز هستند. تنوع گونه ها و شدت حمله آنها ارتباط زيادي با شرايط اقليمي دارد بدين معني که آفتاب فراوان و شديد باعث تبخير سطحي بسيار زياد دشده و نهايتاً به علت فقدان آب کافي تغييراتي در کميت و کيفيت شيره گياه به وجود مي آيد اين اما باعث مي شود که حشرات چوبخوار از فاصله دور قادر به تشخيص اين درختان باشند. حال اگر ساير عوامل از قبيل ضعف زمين اين اثر را تشديد کنند آفات چوبخوار به راحتي روي درختان مستقر شده و دامنه فعاليت خود را گسترش مي دهند.
تعداد زيادي از حشرات چوبخوار نسبت به حرارت کشش مثبت دارند، در اين خصوص جهت جزئي تنه درختان که از حداکثر تابش آفتاب برخوردارند به شدت به حشرات چوبخوار آلوده مي شود در مکان هائي که تراکم درختان کمتر است اين امر به خوبي مشخص است آفات چوبخوار درختان فضاي سبز شامل گونه هاي زيادي هستند که از مهمترين آنها مي توان به پروانه فري ، سوسک سرشاخه خوار رزاسه سوسک چوبخوار سارتا و سوسک هاي طوقه و ريشه اشاره کرد در سيستم جامع مديريت تلفيقي آفات روش هاي مختلف مبارزه به طور هماهنگ و به شيوه اي که کمترين اختلال را در کنترل مؤثر و درازمدت آفات ايجاد کنند، به کار گرفته مي شود شيوه هاي مزبور شامل استفاده همزمان از روش هاي بيولوژيکي، زراعي، فيزيکي و مکانيکي، شيميائي و استفاده از فرمون ها و ترکيبات مشابه است در اين مبحث نقش هر يک از روش هاي فوق در مديريت تلفيقي آفات چوبخوار درختان فضاي سبز بحث شده است.
پروانه فري Zeuzera pyrina L. Lep:Zeuzeridae
اين آفت زمستان به صورت لاروهاي سنين مختلف در درون شاخه درختان به سر مي برد در اواسط بهار لاروهائي که رشدشان کامل شده به شفيره تبديل مي شوند طول دوره شفيرگي ۲۰ تا ۴۰ روز است و پس از آن حشرات کامل ظاهر مي شوند ظهور پروانه ها تدريجي بوده و از خردادماه تا شهريور ادامه دارد. حشرات ماده پس از جفتگيري تخمهاي خود را به صورت دسته اي در دهانه سوراخ هاي خروجي خود روي شاخه ها قرار مي دهند.
هر حشره ماده ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ تخم مي گذارد. تخم ها پس از دو هفته تفريخ شده و لاروها از محل اتصال دمبرگ به ساقه هاي نازک نفوذ مي کنند بعد از مدتي تغذيه از همان سوراخ ورودي خارج شده و به شاخه هاي قطورتر حمله مي کنند. لاروها پس از طي زمستان اول در بهار سال بعد به شفيره تبديل شده و حشرات کامل آنها ظاهر مي شوند.
بنابراين آفت هر دو سال يکبار چرخه زندگي خود را کامل مي کند. خسارت اين آفت مربوط به لاروهاي آن است که از چوب شاخه و تنه تغذيه مي کنند. لاروها در تنه و شاخه ها دالان هاي طولي در عمق چوب ايجاد کرده و باعث ضعف شديد درختان مي شوند.
خسارت اوليه از رگبرگ ها، دمبرگ ها و شاخه هاي نازک شروع شده و به تدريج به شاخه هاي بزرگتر و تنه انتقال مي يابد. تغذيه لاروها از چوب درختان با خارج شدن فضولات لاروي که به رنگ نارنجي هستند همراه است. لاروها در طول عمر خود چندين مرتبه از شاخه ها خارج شده تا سرانجام به قطورترين شاخه ها و تنه اصلي برسند. خسارت مستقيم اين آفت خشک شدن درختان و خسارت غيرمستقيم آن سقوط درختان در اثر وزيدن باد و غيرقابل استفاده شدن الوارهاي درختان است.
● سوسک سرشاخه خوار رزاسه
Osphranteria coerulescens Redtb Col:Cerambycidae)
سوسک سرشاخه خوار رزاسه در سال يک نسل دارد و زمستان را به صورت لارو در عمق چوب شاخه ها طي مي کند و در بهار سال بعد پس از مختصري تغذيه شفيره شده و به حشره کامل تيديل مي شود. حشرات کامل از دهه دوم خرداد تا دهه دوم نيز يعني به مدت ۳۰ روز به طور تدريجي ظاهر مي شوند.
حشرات ماده پس از جفتگيري تخم هاي خود را به صورت انفرادي روي سرشاخه هاي جوان قرار مي دهند. هر حشره ماده تا ۶۰ عدد تخم مي گذارد. تخم ها به طور متوسط پس از ۱۳ روز تفريخ شده و لارو از همان محل اتصال تخم به سرشاخه وارد شاخه مي شود. لارو با تغذيه از چوب شاخه هاي جوان، به تدريج به سمت شاخه هاي مسن تر حرکت کرده و باعث خشک شدن درخت مي شود. لاروها تا شروع فصل سرما به تغذيه خود ادامه مي دهند.
بنابراين دوره لاروي حدود ۱۰ ماه به طول مي انجامد. با گرم شدن هوا تغذيه لاروها مجدداً شروع شده و در اواسط ارديبهشت در آخرين قسمت شاخهٔ خشک شده به شفيره تبديل مي شود. طول مدت شفيرگي به طور متوسط ۱۵ روز است و پس از آن حشرات کامل ظاهر مي شوند.
● سوسک چوبخوار سارتا Aeolesthes sarta Solsky
حشرات کامل اين آفت از اواخر فرورين تا اواخر خرداد به صورت تدريجي در طبيعت ظاهر مي شوند. حشرات ماده پساز جفتگري تخم هاي خود را به صورت سته چندتائي يا انفرادي در شکاف ها و در محل زخم هاي روي تنه درختان مي گذارند.
تخمگذاري هنگام غروب و شب انجام مي گيرد و هر حشره ماده به طور متوسط تا ۱۵ عدد تخم مي گذارد. تخم ها پس از ۱۰ تا ۱۵ روز تفريخ مي شوند. لروهاي سن اول از محل اتصال تخم به زير پوست تنه درختان ميزبان نفوذ کرده و به مدت ۲ تا ۳ ماه از زير پوست و پس از آن از ناحيه چوب تنه تغذيه مي نمايند.
لاروها در زمستان به خواب زمستاني مي روند (زمستان اول) و در بهار سال بعد فعاليت تغذيه اي خود را شروع کرده و در اواسط شهريور ماه به شفيره تبديل مي شوند (زمستان دوم)، دوره شفيرگي حدد ۲ مه است که تا آذر ماه ادامه مي يابد و پس از آن حشرات کامل ظاهر مي شوند. اين حشرات زمستان را به صورت دياپوز در محفظه شفيرگي در داخل تنه درخت سپري کرده و در بهار سال بعد از اين اطاقک ها خارج مي شوند.
بنابراين چرخه زندگي اين آفت طي دو سال تکميل مي شود زمستان گذراني اين آفت به صورت لاروهاي مسن، شفيره و يا حشرات کامل در تنه درختان است (امامي، ۱۳۸۳). لاروهاي سن اول، پوست تنه را سوراخ کرده و به زير پوست تنه درخت نفوذ مي کنند. اين لاروها در زير پست و فاصله بين پوست و کامبيوم تغذيه و فعاليت نموده و حفره اي به عمق نيم سانتي متر و مساحت ۳۰ سانتي متر مربع ايجاد مي کنند.
آثار خسارت در اين مرحله به صورت ترک خوردگي پوست تنه و احتمالاً خروج شيره است. هر چند ممکن است در اين محل سوراخي ديده نشود. با افزايش سن لاروي تغذيه لارو بيشتر شده و مسير حرکت آن در زير پوست به صورت مارپيچ به دور تنه مشاهده مي شود. در اثر اين فعاليت آوندهاي آبکش صدمه ديده و از انتقال شيره پرورده جلوگيري مي شود و در نهايت باعث ضعف عمومي درخت و خشک شدن آن خواهد شد.
لاروها پس از تغذيه از زير پوست به داخل چوب تنه، کانال هاي مارپيچي و طولاني به سمت بالا مي زنند. افزايش تعداد کانال ها باعث مي شود درختان به راحتي توسط باد سرنگون شده و خسارت هاي جاني و مالي به بار بياورند خسارت اصلي و مستقيم اين آفت خشکاندن سريع درخت و خسارت غيرمستقيم آن غيرقبل استفاده کردن الورهاي حاصل از اين درختان است .
● سوسک هاي چوبخوار طوقه
Capnodis spp. (Col:Buprestidae)
حشرات کامل اين آفت اوايل پائيز از خاک خارج شده و به همين شکل زمستان گذراني مي کنند. سپس در بهار جفتگيري و در خاک پا روي طوقه درخت تخمگذاري مي کنند. تخم ها به صورت انفرادي گذاشته مي شود اوج تخمگذاري در ماه هاي خرداد و تير است.
● چوبخوار درختان ميوه
Sphenoptera kambyses
(Col.: Buprestidae)
در تمام مناطق ميوه خيز کشور فعاليت دارد. روي تمام درختان ميوه هسته دار متعلق به خانواده رزاسه به جز آلبالو ديده شده است. روي گيلاس فعاليت متري دارد. اين گونه بيشتر در مناطق گرم بسيار فعال مي باشد.
زيست شناسي
اين حشره يک نسل در سال دارد. قسمتي از تابستان و سراسر پاييز و زمستان را به صورت پيش شفيره داخل خانه هاي شفيرگي ايجاد شده در چوب با دياپوز اجباري مي گذراند. حشره کامل در بهار ظاهر مي شود. سوراخهاي خروجي بيضي شکل و به ابعاد ۴/۴-۴/۲ ميليمتر است. خروج حشره کامل تدريجي مي باشد. حشره کامل از برگ درختان ميوه تغذيه مي نمايد. حشره ماده پس از جفت گيري تخم هاي خود را به طور تک تک در روي تنه و شاخه هايي که بيشترين مقدار آفتاب را دريافت مي کنند، مي گذارد. دوره نشو و نماي جنيني در طبيعت ۸ تا ۱۳ روز و دوره لاروي آن۴ ماه. S.davatchii ده ماده مي باشد.
مسير حرکت لارو در درختان جوان و نيمه مسن از بيرون مشخص، بدين معني که اين مسير به علت عکس العمل شديد گياه که بوسيله ترشح صمغ خودنمايي مي کند متورم شده و مي ترکد. از شکافهاي ايجاد شده صمغ پوشيده از فضولات و باقي مانده گياهي ناشي از فعاليت لاروها، خارج مي شود. لارو در مسير خود آوندهاي آبکش را قطع کرده و اگر حرکات آن دوراني باشد به علت تخريب بيشتر آوندهاي آبکش باعث خشکيدن عضو مورد حمله مي گردد. منطقه فعاليت لاروها به علت گرما دوست بودن آنها اکثراً محدود به قسمتي از گياه است که بيشتر آفتاب مي گيرد. پوست قسمت مورد حمله بعد از مدتي خشکيده و مي ريزد در اين صورت چوب يا سوراخهاي ايجاد شده روي آن که مدخل خانه هاي شفيرگي مي باشند، ديده مي شود. لاروها پس از رسيدن به رشد کافي در قمست عريض دالان اطاق شفيرگي خود را داخل چوب تعبيه مي کنند، سراسر پاييز و زمستان به صورت پيش شفيرگي طي مي گردد. در اوايل بهار پيش شفيره ها تبديل به شفيره مي شوند و پس از ۱۰ تا ۱۶ روز به حشره کامل تبديل مي شوند.
● کنترل:
۱) درختان ميوه اي که مورد حمله اين حشره واقع مي شوند از دسته هسته دارها هستند. گونه هاي درختان هسته دار در مقابل حملات حشرات چوبخوار و يا هر عامل ديگري که منجر به ايجاد شکاف، سوراخ و يا هر نوع پارگي گردد با ترشح صمغ از خود واکنش نشان مي دهند. اگر درخت به حد کافي قوي باشدصمغ ترشح شده لارو يا حشره کامل حمله کننده را خفه کرده و آن را از پيشروي باز مي دارد. ولي بايد توجه داشت که همين ترشح صمغ که منجر به نابودي تعدادي از افراد حشره چوبخوار مي شود در عوض باعث ضعف درخت نيز شده و گياه را براي حمله مجدد افراد ديگر حشره چوبخوار آماده مي سازد.
۲) ترشح صمغ علاوه بر خفه کردن تعدادي از افراد چوبخوار سبب از بين رفتن لاروهاي ريز تازه از تخم خارج شده از طريق جلوگيري از ورودشان به داخل پوست و شاخه به علت سفت بودن بش از حد مي شود.
پارازيتوئيد لارو Atanycolus sculpturatus (Hym.: Braconidae)
پارازيتوئيد لارو Oxysyohus sp. (Hym.: Pteromalidae)
۳) بهترين راه درمان مبارزه با اين آفت و ساير آفات چوبخوار تقويت درختان با عمليات به زراعي از قبيل آبياري به موقع و کافي، دادن کود، هرس به موقع، يا بيل کردن و نيز انتخاب محل مناسب براي کشت درخت مي باشد. درختان سالم و قوي بندرت مورد حمله اين گونه آفات قرار مي گيرند.
تحقیق از انرژی
مقدمه
از زمانی که انسانهای اولیه شروع به استفاده از انرژی کردهاند تا حال ، انرژی به انرژیهای قدیمی و انرژیهای نو تقسیم بندی میشود.
•انرژیهای قدیمی شامل: چوب ، زغال سنگ ، انرژی باد (برای کشتیهای بادی) ، نفت و ... میباشند.
•انرژیهای نو شامل: انرژی خورشید ، باد (برای ماشینهای بادی امروزی) ، هیدروژن ، اتم ، انرژی هستهای و ... هستند.
این روزها همه صحبت از صرفه جویی در مصرف انرژی است و دانشمندان بیشترین تلاش خود را صرف پیدا کردن راههایی برای بدست آوردن انرژی بیشتر و ارزانتر میکنند و از باد ، خورشید ، جزر و مد دریاها و انرژی موجود در اتمها نیز مدد میجویند. اما جالب است بدانید که همین دانشمندان هم به سختی میتوانند، تعریف دقیقی از انرژی ارائه کنند.
در حقیقت اگر انرژی را به صورت "کار ذخیره شده" یا "توانایی انجام کار" تعریف کنیم، توانستهایم تا حدود زیادی تعریفی از انرژی ارائه نمائیم. هر چند که این تعریف چندان جامع و کامل نیست. در حقیقت وجود ما و دنیای اطراف ما بدون وجود انرژی و حتی تبدیل آن به صورتهای گوناگون امری محال است. لذا انرژی نه از بین میرود ونه به وجود میآید!
در تعریف انرژی میتوانیم بگوییم که: انرژی توانایی انجام کار است. یعنی تمامی موجودات برای انجام کار باید غذا مصرف کنند تا این غذا بصورت انرژی در ماهیچههای آنها ذخیره شود که در موقع لازم بتوانند از آن استفاده کنند. با پیشرفت و انقلاب تکنولوژیک تمامی دستگاهها و ماشینها به نوعی از انرژیهای مختلف استفاده میکنند. مثلا ماشین بنزین مصرف نکند برای ما نمیتواند کار انجام دهد یا یخچال انرژی الکتریکی مصرف نکند، نمیتواند عمل سرمایشی انجام دهد.
در حقیقت انرژی همواره از صورتی به صورت دیگر تبدیل میشود و همین امر کارها را به سرانجام میرساند. برای نمونه انرژی موجود در دریاچههای پشت سدها ، انرژی ارتفاعی است. خودورهای در حال حرکت ، مثل بسیاری از اشیا متحرک دیگر ، دارای انرژی حرکتی هستند. در کمان تیراندازی انرژی کششی نهفته است و در ابرهای باران زا نیز میتوانیم انرژی الکتریکی را بیابیم. اما این انرژی کار آمد و مهم را چگونه اندازه گیری میکنند!؟
موقعیت جهانی انرژی
•سرنوشت انسانها بر این روال است که در مقابل خطر متحد میشوند. ولی بر عکس در مورد مراکز هستهای عقاید بسیار متفاوت است. زیرا بعضی از ملتها از دیگری میترسند. در چنین شرایطی ، قانون طبیعی اتحاد به علت استفاده نادرست توسط قانون دیگر طبیعت به نام عدم اعتماد جایگزین میشود.
•بخشی از مردم به انرژی توجه بیشتری دارند و تنها راه حل را در افزایش مصرف انرژی الکتریکی که از انرژی اتمی تولید میشود، میدانند و تصور میکنند که افزایش تکنیک ، سبب کاهش خطر به میزان قابل توجه برای همه خواهد بود. آنان در اتم ، در ادامه آنچه که در شیمی ، در هواپیمایی ، در پزشکی و در تحقیقات فضایی انجام یافته ، پیشرفت حتمی را میبینند.
•بعضی دیگر از انرژی اتمی بیمناک هستند آنها بمب اتمی را بخاطر میآورند که به توسط مواد رادیواکتیو تشعشعات هستهای نامرئی را بوجود میآورند، که برای محیط زیست بسیار زیان بار است.
•طرفداران استفاده از انرژیهای غیر هستهای ، اجتماع طبیعت و علم را جویا هستند تا روشهای دیگری را برای تولید انرژی و برای انرژی گیری بوجود میآورند.
اندازه گیری انرژی
بدون تردید اندازه گیری انرژی با توجه به اهمیت زیاد آن ، باید بسیار دقیق باشد، آن هم با ارزش روز افزون انرژی ، که دنیا را دگرگون ساخته است. برای اندازه گیری انرژی واحدهایی وجود دارند که معروفترین آنها "کیلو وات - ساعت" (KWh) است. میزان مصرف برق هر وسیله برقی خانگی را با همین واحد اندازه گیری میکنند.
منابع انرژی
ما برای تأمین انرژی مورد نیاز خود سه گروه انرژی را در اختیار داریم. گروه اول مواد سوختی سنگوارهای ، از قبیل زغال سنگ ، نفت و گاز طبیعی هستند که بازمانده گیاهان وجانورانی میباشند که میلیونها سال قبل میزیستهاند. جالب اینکه ، این منابع بسیار مهم انرژی ، که میتوان از آنها دارو و بسیاری از مواد مصنوعی ارزشمند دیگر را تهیه کرد، در حجم وسیعی سوزانده میشوند.
گروه دوم منابع انرژی تجدید شدنی است. مانند خورشید ، باد ، جزر و مد ، نیروی آب و گرمای محیط ، که بدون دخالت انسان خود به خود تجدید میشوند و به محیط زیست نیز صدمه نمیزنند. متأسفانه استفاده چندانی از اینگونه انرژیها به عمل نمیآید. گروه سوم نیز "مواد سوختنی هستهای" مانند "اورانیوم" و "پلوتونیوم" هستند که انرژی عظیم و شگفت آوری را برای ما به ارمغان میآورند و این انرژی از هسته اتم به عمل میآید. جالب است بدانید که از سوختن یک کیلوگرم زغال سنگ تقریبا هشت کیلو وات ساعت حرارت بدست میآید، در صورتی که از یک کیلوگرم اورانیم 23000000 کیلو وات ساعت حرارت حاصل میشود. البته این انرژی در صورت استفاده نادرست خطرات غیر قابل باوری را به همراه میآورد.
انرژی را به صورت دیگر نیز دسته بندی میکنند. برای نمونه آن را به دو دسته انرژی اولیه و ثانویه تقسیم بندی میکنند. "انرژی اولیه" انرژی بدست آمده از موادی است که بطور طبیعی وجود دارند، که از جمله میتوان از نفت خام ، گاز و زغال سنگ نام برد. در حالی که "انرژی ثانویه" آن دسته از انرژیهایی هستند که از ناقلان انرژی اولیه بدست میآیند. مانند جریان الکتریکی ، بنزین و مواد سوختنی گرمازا. متأسفانه ، هنوز علم انسان آنقدر پیشرفت نکرده است که از قسمت اعظم انرژی استفاده کند، زیرا تنها قسمت بسیار کوچکی از آن بصورت مفید به مصرف میرسد که از این مقدار کم ، بیشترین سهم به مصرف در لوازم خانگی اختصاص دارد و صنایع در ردیف دوم قرار دارند و وسایل نقلیه عمومی در ردیف کم مصرفترین وسایل قرار دارند.
چشم انداز
نیاز جهانی به انرژی اولیه در حال حاضر حدود 12 میلیارد تن SKE (واحد زغال سنگ) در سال است و مسلما این مقدار انرژی مورد نیاز ، پیوسته بیشتر و بیشتر هم خواهد شد و این در حالی است که اگر انسانها با صرفه جویی زیاد هم انرژی را مصرف کنند، تا یکصد سال دیگر موادی مثل نفت خام و گاز پایان میرسند و زغال سنگ نیز حداکثر تا دو قرن دیگر پاسخگوی بخشی از نیاز شدید انسان به انرژی خواهد بود. ذخایر اورانیوم قابل استخراج زمین نیز توانایی تولید 153 میلیارد تن SKE انرژی را دارند.
این مقدار در نگاه نخست ناچیز به نظر میرسد، ولی با توجه به دستیابی انسان به فنآوریهای جدید میتواند چندین قرن مسأله انرژی را حل کند، اما برای آینده دور ناچیز است! به هر حال احتمال یافتن انرژیهای نو در قرنهای آینده هم غیر ممکن نیست و میتوان آن را بدست آورد، مشروط بر اینکه آلودگی ناشی از مصرف انرژی طبق روند کنونی پیش نرود و محیط زیست انسان و سایر جانداران را به مخاطره نیندازد.
در حقیقت ما به اندازه مواد موجود انرژی داریم. سنگ ، ساعت و انسان همه یک وجه اشتراک دارند که همان جرم آنهاست که وزن مخصوص است. هر چیزی که جرم دارد ماده است. البته ناقلان انرژی بدون جرم نیز وجود دارند. برای نمونه امواج نوری جزو این دسته هستند. تا آغاز قرن کنونی چنین فرض میشد که جرم و انرژی دو چیز متفاوت هستند و هرگز به یکدیگر تبدیل نمیشوند. اما در اوایل قرن حاضر "آلبرت انیشتین" ثابت کرد که ماده فقط یکی از شکلهای متعدد قابل تصور انرژی است. او با فرمول معروف خود E = mc2 که رابطه بین سرعت ، جرم و انرژی را بیان میکند، سخن از تبدیل ماده به انرژی را به میان آورد و دنیای علم را دگرگون ساخت و واکنشگرهای (رآکتورها) اتمی را برای بشر به ارمغان آورد.
هر چند که همچون همیشه ، بمبهای اتمی و در پی آنها بمبهای هیدروژنی نیز روانه بازار پر رونق سلاحهای جنگی مخوف شدند و در اولین قدم شهر هیروشیمای ژاپن را به تلی از خاک بدل کردند. به هر حال مطالعات و تحقیقات دانشمندان در مورد دستیابی به انواع سادهتر و ارزانتر انرژی در هر دو جهت مثبت و منفی کاربردهای فراوانی داشته است و در این میان شاید سهم ما بیشتر از هر چیزی درک آن حقیقت مهم و اساسی باشد که مصرف انرژی توسط فرد فرد ما میتواند مشخص کننده (کاهش یا افزایش) سرعت حرکت کشور در مسیر توسعه باشد
تحقیق از انقلاب اسلامی
نقش جمهوري اسلامي در بيداري جهان اسلام و اتحاد مسلمين
چکيده:
بيداري اسلامي بعنوان يک پديده متاثر از نهضت فکري جمهوري اسلامي در عصر امروز در قالب يک جنبش اجتماعي و سازماني رخ نموده است. اين جريان در عرصه منازعات سياسي و امنيتي علاوه بر اينکه موجوديت و نفوذ خود را به اثبات رسانيده است مي رود تا به قدرت بلامنازع نقش آفرين در سطح جهاني تبديل شود.
نهضتهاي اسلامي و جريانهاي فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامي، شعائر و شعارهاي انقلابي ايران مانند جهاد، شهادت و ايثار را به عنوان اصول اساسي مبارزاتي خود پذيرفتند. پديده انقلاب اسلامي پس از چند سده به شکل عملي و عيني، اسلام و جوامع اسلامي را از انزوا و سکون خارج کرد و مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانايي هاي خود آگاه کرد و طلسم شکست ناپذير بودن غول استبداد و اختاپوس استعمار و امپرياليسم را ابطال نمود و اين مساله خود«جسارت و اعتماد به نفس» را به ملتهاي مسلمان بازگرداند.
امروز امواج بيداري اسلامي به سرعت در حال پيشرفت در سراسر جهان بوده و ارزشهاي اسلامي در حال احيا مي باشند. موج بيداري اسلامي باعث شکست سياستهاي استعماري شده است و دشمنان سعي دارند تا با اين موج عظيم که در سراسر دنيا فراگير شده از هر راهي با بکار بستن حربه هاي گوناگون مقابله کنند.
جمهوري اسلامي در جهت دادن به بيداري و احياي تفکر اسلامي نقش هدايت کننده را ايفا نموده و ضمن مقابله با حرکتهاي انحرافي در جهت وحدت اسلامي و حمايت از نهضت هاي اصيل اسلامي گامهاي موثري را برداشته است.
واژه هاي کليدي:
بيداري اسلامي – خيزش اسلامي- انقلاب اسلامي- جهان اسلام
مقدمه:
بيداري اسلامي مقوله اي است که همزمان با تهاجم همه جانبه غرب در جهان اسلام وعصر استعمار، شروع شد و از آغاز تا عصر حضرت امام خميني(ره) مراحل گوناگوني را پيمود. اين حرکت که مشخصا با انديشه هاي کساني چون سيد جمال الدين اسدآبادي شروع شده بود، همواره در ميان حلقه هاي محدود و معين تبارز يافت و هيچگاه نتوانست به مثابه يک گفتمان مسلط عمل کند. حتي در زماني که اين جريان توسط کساني چون حسن البنا وسيد قطب در مصر، ابعاد گسترده تري يافت، بازهم نتوانست وارد زندگي همه توده هاي مسلمان شود و طرحي نو دراندازد.
حضرت امام خميني (ره) براي نخستين بار توانست گفتمان بيداري اسلامي را تبديل به «عمل سياسي » کرده و نه تنها آن را وارد حوزه عمل همه توده هاي مسلمان، بلکه وارد خاطر جمعي همه مستضعفان جهان کند. عجين نمودن حافظه جمعي با گفتمان بيداري اسلامي که از ضمير روشن و آگاه و نفَس مسيحايي حضرت امام(ره) سرچشمه مي گرفت، توانست در مدتي بسيار کم دستاوردهاي کلاني براي جامعه اسلامي وجامعه بشري به بار آورد. نخستين ومهم ترين دست آورد آن بود که گفتمان بيداري اسلامي از يک خرده گفتمان تبديل به گفتمان مسلط شد.
اين حرکت اما، هيچ گاه به آساني صورت نگرفت، بلکه گفتمان هاي مزاحم ورقيب، همواره درپي تنگ کردن عرصه براي آن بوده اند. گفتمان بيداري که به وسيله حضرت امام مهندسي شده بود، يک جريان مقطعي نبود، بلکه يک حرکت تاريخي بود که در طول تاريخ ادامه خواهد داشت و جاودانه خواهد ماند، به همين خاطر اين گفتمان، همواره مستلزم بازخواني وبازيابي است. مقاله حاضر در پي آن است که اين پويش تاريخي را بازخواني کند و نقش محوري امام خميني در آن و نيز جريان هاي معارض ورقيب را ياد آور شود. باشد که همگان همدلي وهمراهي با اين حرکت عظيم را از ياد نبريم.
نقش انقلاب اسلامي در ظهور بيداري اسلامي
جمهوري اسلامي ايران بعنوان کشوري آزاد و مستقل و به دليل موقعيت ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک همواره در تحولات بين المللي تاثيرگذار بوده است. ايران توانسته در زمينه هاي تاثيرگذار فکري، صدور تفکر مقاومت و مبارزه با استعمار، امپرياليزم، استبداد و خودکامگي در عرصه هاي مختلف نقش آفريني نمايد.
جريان مشروطه، ملي شدن صنعت نفت و نهضت 15 خرداد 42 از نمونه هاي بارز و تاريخي نقش هدايتگري ايران است. در اين مقاطع حساس و تاثيرگذار، جدايي
از سياستهاي دولت و حاکمان بود که از ناحيه علماي دين و روشنفکران مذهبي مديريت مي شد. چرا که در اين مقاطع خصوصا در عصر پهلوي دولت بيشتر از بيرون(مدل آتاتورک در ترکيه) الگو مي گرفت. به همين جهت تاثيرگذاري در اين دوره تاريخي محدود به منطقه و بخصوص کشورهاي اسلامي بود.
بيداري اسلامي بعنوان يک پديده متاثر از نهضت فکري جمهوري اسلامي در عصر امروز در قالب يک جنبش اجتماعي و سازماني رخ نموده است. اين جريان در عرصه منازعات سياسي و امنيتي علاوه بر اينکه موجوديت و نفوذ خود را به اثبات رسانيده است مي رود تا به قدرت بلامنازع نقش آفرين در سطح جهاني تبديل شود.
بدون ترديد انقلاب اسلامي عامل عمده بيداري اسلامي است و نقش ويژه اي در روند بيداري ملل مسلمان ايفا کرده است. پديده انقلاب اسلامي پس از چند سده به شکل عملي و عيني، اسلام و جوامع اسلامي را از انزوا و سکون خارج کرد و انرژي آزاد شده از آن به عنوان موتور محرکه همه تحرکات و خيزش جريان ها و جنبش هاي اسلامي از يکسو مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانايي هاي خود آگاه کرد و از سوي ديگر طلسم شکست ناپذير بودن غول استبداد و اختاپوس استعمار و امپرياليسم را ابطال کرد و اين مساله خود«جسارت و اعتماد به نفس» را به ملتهاي مسلمان بازگرداند. در چنين وضعيتي بود که به تعبير اقبال لاهوري تهران قرارگاه مسلمانان شد و جمهوري اسلامي در فرآيند ظهور، توسعه و تثبيت خود در داخل به عامل منحصربه فردي در احيا، پايداري و توسعه بيداري اسلامي و در شرايط کنوني به مرکز سازماندهي تمدن نوين اسلامي تبديل شد.
نهضتهاي اسلامي و جريانهاي فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامي، شعائر و شعارهاي انقلابي ايران مانند جهاد، شهادت و ايثار را به عنوان اصول اساسي مبارزاتي خود پذيرفتند. شعارهاي لاشرقيه و لا غربيه، الله اکبر، هيهات منا الذله، الموت لآمريکا و اسرائيل و ساير شعارهاي با صبغه مذهبي از جمله شعارهاي صادراتي انقلاب اسلامي است که جنبش ها و جريان ها در تحرکات و راهپيمايي هاي خود همواره به آن تکيه مي کنند.
اين مضامين که خود هر يک محتوايي به فراخي يک مدل و الگوي سياسي و مقاومتي در برخورد با رخدادها و عوامل آن دارد در ميان نسل جوان مسلمان نيز خصوصا رسوخ پيدا کرده و تاثير مثبت و کارآمدي خود را به اثبات رسانيده است.
حدود بيش از 3 دهه است که گروههاي منسجم و سازمان يافته کوچک و بزرگ تحت عنوان جنبش هاي اسلامي با استناد و با اعتقاد به اسلام در سطح محلي، ملي، منطقه اي و بين المللي ظاهر شده اند. اين جنبش ها که از حمايت توده جوامع خود نيز بهره مند هستند به شدت در کانون توجه کشورهاي ديگر قرار گرفته اند.
بيداري اسلامي به عنوان يک آگاهي جمعي با تکيه بر اراده عمومي و متاثر از اسلام اصيل تحت مديريت جمهوري اسلامي ايران در شرايط کنوني تبديل به رفتار سياسي شده و در شکل يک ايده سياسي سامان داده شده است. تئوريزه شدن اين نهضت فکري مرحله فرموليته اي را پشت سر گذاشته و به عنوان يک مدل سياسي رخ نموده است. وضعيت معادلات منطقه اي در حرکت رو به جلوي خود همسو با منافع و مصالح اسلام و جنبش هاي اسلامي و کاملا در تضاد با برنامه ها و آرمانهاي غرب در حال رقم خوردن است.
اين مساله خود باعث تغيير موازنه قدرت به نفع جنبش هاي شيعه با پشتوانه فرهنگي انقلاب اسلامي است. جبهه بندي فکري جديدي ميان جريان هاي اصيل اسلامي با آمريکا و جريان هاي وابسته با آن تشکيل شده و جهان اسلام با غرب در مرحله اي سرنوشت ساز که نياز به درايت و مديريت هوشمندانه اي دارد قرار گرفته است.
غرب در نقطه اوج منحني رشد خود دوران افول را آغاز کرده و در موضع انفعالي قرار دارد. اما نهضت بيداري جمهوري اسلامي د رآغاز خيزش انقلابي به سرعت حرکت تکاملي را تجربه مي کند. حرکتي که هر چه به پيش مي رود به چشم انداز آرماني خود نزديک مي شود و با اعتماد به نفس تمام در حال ويران سازي بنيادهاي سياسي و حقوقي غرب در منطقه است.
موج بيداري اسلامي
امروز امواج بيداري اسلامي به سرعت در حال پيشرفت در سراسر جهان بوده و ارزشهاي اسلامي در حال احيا مي باشند. موج بيداري اسلامي باعث شکست سياستهاي استعماري شده است و دشمنان سعي دارند تا با اين موج عظيم که در سراسر دنيا فراگير شده از هر راهي با بکار بستن حربه هاي گوناگون مقابله کنند.
در حقيقت بيداري اسلامي به مفهوم احياگري اسلامي است که با آن استقلال، عدالت و همه آموزه ها و ارزش هاي متعالي الهي زنده مي شود.
با شکست مکاتب مادي گرا و ارزش هاي مادي رايج، جهان اسلام شاهد حرکتي فراگير است و در اين شرايط دشمنان در صدد ايجاد اختلاف و تفرقه براي مقابله با اين بيداري و حرکت هستند.
با توجه به پيشرفت روزافزون اسلام و گسترش و ترويج موج بيداري اسلامي در جهان، دشمنان مسلمانان از جمله آمريکا در تلاشند تا با افزايش فشارهاي سياسي، نظامي و اقتصادي بر آنها و همچنين تجزيه کشورهاي اسلامي، تحميل جنگ و از بين بردن حکومتهاي مردمي از اين پيشرفتها جلوگيري کنند.
امروز آمريکا بيش از هر زمان ديگري خطر گسترش بيداري اسلامي را درک کرده و با ايجاد موانع بزرگ در اين راه، جنبش بيداري اسلامي را با چالشهاي جدي مواجه مي نمايد. لذا با ارائه طرح خاورميانه بزرگ که تئوريسين هاي صهيونيست طراح آن مي باشند در صدد استحاله جوانان کشورهاي اسلامي و در حقيقت در پي قطعه قطعه کردن جهان اسلام هستند تا بتوانند راحت تر آن را ببلعند.
شکل گيري اتحاديه اروپا بر اساس منافع مشترک و دغدغه ها و نگراني هاي مشترک اين کشورها است. دولتها و ملتهاي جهان اسلام نيز بايد بر اساس اعتقاد مشترک و دشمن مشترک با يکديگر متحد شوند.
بيداري شرط لازم براي موفقيت
بيداري شرط اوليه موفقيت است ولي تنها و آخرين شرط نيست. موقعي که بيدار مي شويم اگر دستور روز نداشته باشيم ممکن است دوباره به خواب برويم. بنابراين دو چيز لازم است:
اول اينکه دستور روز چه باشد؟ کدام کار اولويت دارد و ابتدا بايد آنرا انجام دهيم؟ آيا مساله فلسطين؟ يا تغيير الگوي احزاب در کشورهاي اسلامي؟ دوم اينکه ما بايد از قدرت خود استفاده کنيم و قدر اين قدرت را نيز بدانيم. البته داشتن قدرت نيز به تنهايي کافي نيست بطوريکه اگر کار و برنامه ريزي نکنيم و بر قدرت خود مديريت نداشته باشيم و اگر ندانيم که از اين قدرت چگونه استفاده کنيم دوباره به خواب خواهيم رفت.
اگر ما جهاني سازي يعني روند جهاني کردن دنياي غرب و غربي کردن دنيا را يک خطر بالفعل مي دانيم متقابلا براي جهاني سازي آرمانها در اسلام چه کرده و چه خواهيم کرد؟ جهان شمولي خود ما از چه نوع است؟ الگوي اسلامي ما چيست؟ تشکل سياسي ما چقدر با غرب فرق دارد؟
پس مسلمانان براي اينکه بتوانند در عرصه جهاني حضور فعال داشته باشند و با تکيه بر توانمنديهاي موجود نقش تعيين کننده اي در تعيين خط و مشي جهاني ايفا نمايند بايستي از خواب غفلت بيدار شده و با کنار زدن قدرتهاي پوشالي و نقش بر آب کردن نقشه هاي استعماري آنها زمينه هاي تحقق آرمانهاي اسلامي را در سطح جهاني فراهم آورند.
قرن حاضر قرن بيداري جهان اسلام است
پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) سرآغاز تحولات نوين در جهان اسلام بوده و اين خود نويدبخش اين مهم مي باشد که قرن حاضر قرن بيداري جهان اسلام است . به برکت قيام حضرت امام خميني(ره) و پيروزي انقلاب اسلامي بود که مسلمانان در اقصي نقاط جهان به اين باور دست يافتند که دوران تسليم و خودباختگي عالم اسلام در برابر غرب به پايان رسيده و افق فراروي جهان اسلام بسيار روشن و اميدوار کننده است.
بيداري اسلامي گرچه ادواري را پشت سر نهاده اما امروز دور جديدي از اين جنبش در سراسر جهان بهچشم ميخورد.
تحولات افغانستان، عراق، لبنان و وقايع اخير فلسطين اشغالي همه حکايت از بيداري عالم اسلام دارد. کشورهاي اسلامي بايستي ضمن هوشياري بيش از پيش با تقويت اتحاد و همبستگي ميان خود استقلال جهان اسلام را در برابر غرب حفظ کنند.
با گسترش روح بيداري اسلامي در اقصي نقاط جهان، در لبنان ملتي که در محروميت نگه داشته شده بودند عده اي جوان با ايمان اسرائيل را به زانو درآوردند و بدون دادن کوچکترين امتيازي آنها را وادار به فرار کردند. در افغانستان که معروف به گورستان امپراطوري هاست، بعد از آنکه دولتهاي انگليس و روسيه را به زانو درآورده اينک مي رود تا امپراطوري آمريکا را هم به زانو درآورد.
در ترکيه، الجزاير و ساير کشورهاي اسلامي تنها بانگي که امروز بلند مي شود نداي اسلام است. در فلسطين اشغالي نيز انتفاضه امان را از صهيونيزم و امپرياليزم گرفته و اگر آمريکا امروز به فکر اشغال عراق است در واقع براي ضربه زدن به اين بيداري و آگاهي است که مسلمانان پيدا کرده اند.
مسلمانان بيدار شده اند و بر پايه سه اصل مهم کار خويش را آغاز نموده اند: يکي «بازگشت به اسلام ناب» که در صدر اسلام توانست بر قدرتهاي بزرگ آن زمان غلبه کند ، دوم « وحدت جهان اسلام» است که امپرياليزم و استعمار، ساليان دراز سعي مي کردند با تکيه بر اصل تفرقه بينداز و حکومت کن بين فرقه هاي مختلف اسلامي فاصله بيشتر بيندازند و سومين اصل اين بيداري «استکبار ستيزي» و مقابله با کفر و الحاد و طاغوت و طاغوتيان زمان است.
جهان اسلام به موج جديد بيداري نيازمند است
در صدر اسلام پس از اينکه اسلام با تکيه بر قدرت معنوي و نفوذ در دلها و قدرت نظامي، قدرتهاي بزرگ روم و ساسانيان را شکست داد و به سرعت گسترش پيدا کرد ديري نپاييد که بخش عظيمي از دنياي متمدن آن زمان را در اختيار گرفت. علاوه بر آن دنياي فکر و انديشه اسلامي نيز به موازات قدرت نظامي و اقتصادي در جهان اسلام گسترش پيدا کرد و اين زماني بود که اروپاي متمدن آن دوران، دوران افول خود را طي ميکرد. زماني که تمدن اسلامي در اوج شهرت و معروفيت خود قرار گرفت تمدن غرب در خواب فرو رفت به طرزي که امروزه غربيها از آن دوران به نام «عصر تاريکي» در غرب، ياد ميکنند زيرا در برابر اسلام، آنان چيزي براي ارائه کردن به جهان بشريت نداشتند. جنگهاي صليبي در حقيقت، پاتکي بود که غرب به جهان اسلام وارد آورد و اگر چه در طول دو قرن نتوانست آنچه را ميخواست از نظر نظامي به دست بياورد ولي توانست خود را با فرهنگ و ادبيات و پيشرفتهاي فکري جهان اسلام به تدريج آشنا بکند و اين خود زمينهاي براي بيداري غرب شد. دوره رنسانس براي غرب، درحقيقت، پشت سرگذاشتن عصر تاريکي و آغاز دورهاي بود که به آن «عصر روشنايي» ميگويند.
و بدين ترتيب تحت تأثير جهان اسلام، غربيها بتدريج توانستند پيشرفتهاي شگفتي را به وجود آورند و قرون 17 و 18 و 19 دوران شکوفايي جهان غرب بود و در اين دوران است که متاسفانه جهان اسلام، تحت تاثير دو عامل به خواب فرو رفت: يکي استعمار و استثماري بود که غرب در اين منطقه مهم جغرافيايي و فکري انجام داد و دوم استبداد و انحرافاتي بود که حکام مسلمان در اين دوران داشتند و راه انحراف از افکار و انديشه هاي ناب اسلامي را طي کردند.
ظرفيت تمدن سازي انقلاب اسلامي
آنچه واکنش غرب عليه ايران را برانگيخته، ظرفيت تمدن سازي انقلاب اسلامي و خيزش مجدد فرهنگ و تمدن اسلامي برگرفته از روح انقلاب در سطح جهان است. خصوصا آنکه خيزش اسلامي از نقاط مختلف جهان اسلام نيز فراتر رفته و روح بيداري اسلامي از آسيا گرفته تا آفريقا و آمريکاي لاتين را نيز درنورديده است.
انقلاب اسلامي بعنوان پديده اي که بر بنياد ارزش هاي دين با تکيه بر روش ها و شيوه هاي نوين دموکراسي شکل گرفت و الگوي جديد از مقاومت و مبارزه با استعمار و استبداد را به نمايش گذاشت الگوي جديدي از مديريت در عرصه قدرت، سياست و حاکميت را متجلي و شکل نويني از تاثيرگذاري و متفاوت از کارکرد تاريخي مزبور را بنا نهاد و نوع جديدي از احياگري و بيداري فکري را سامان داد و هدايت کرد.
جمهوري اسلامي براي اولين بار اصطلاح « امت اسلامي» بعنوان يک مفهوم انقلابي را وارد ادبيات سياسي جهان کرد. در همين چارچوب تفکر منطقه گرايي به شکل نوين را در دستور کار قرار داد و فرآيند تبديل شدن به يک قدرت هژمون را پيشه کرد که امروز پس از 3 دهه تلاش و بالندگي توانسته است بعنوان الگوي منطقه جايگاه خود را تعريف کند. الگويي که با وجود هژمون هاي برون زا و مداخله گر مزاحم توانست به تقويت موقعيت و توسعه نفوذ خود ادامه دهد و حوزه نفوذ منطقه اي خود را به حوزه جهاني اسلام ارتقا دهد.
ايران در شرايط فعلي نظم نويني را نويد مي دهد که بنيادهاي معادلات سياسي و امنيتي موجود را در اشکال نرم و سخت با چالشهاي جدي و بي سابقه مواجه کرده است.
آرمان انقلاب اسلامي: هويتيابي و بيداري جهان اسلام
تاريخ گواه است که حركت ايرانيان در طول تاريخ هميشه همراه با تفكر و تأمل بوده و در صحنه جهاني حضوري آگاهانه داشته اند. بخشهايي از تاريخ ايران به خوبي نشان ميدهد که ايرانيان در ادوار مختلف در عرصههاي گوناگون سرآمد بودند و صراط ها و راههاي جديدي را نيز براي بشر نشان دادهاند.
قبل از اسلام دنيا در دست 2 امپراطوري روم و ساساني بود و اين 2 قطب قدرتمند براي دنيا تعيين تكليف ميكردند.
در دوران پس از اسلام ايرانيان كه يكتاپرست بودند و به فنون اداره كشور آشنايي داشتند و از تمدن غني نيز برخوردار بودند در مواجهه تفكر اسلامي با آغوش باز پذيراي آن شدند كه حاكي از پختگي در نهان آنها بود. ايرانيان تفكر اسلامي را مطابق فطرت خود يافتند و اين مسئله در كنار برخي بيعدالتيها و مسائل اجتماعي سبب شد روح بلند اين ملت به سادگي انديشه اسلامي را بپذيرد و هضم كند و تمدني آراسته با تفكر اسلامي را ايجاد نمايد. تمدن اسلامي در دوران حيات اجتماعي ايرانيان و در زمان علو انديشه و فرهنگ اسلامي در اين سرزمين باروري گسترده اي در زمينههاي مختلف يافت در حالي که در اين برهه شاهد نوعي سكوت در علم و انديشه غربي از قرن ششم تا دهم ميلادي بوديم.
در طول دو قرن دنياي اروپا تحت تأثير متفكران اسلامي همچون ابنسينا و ابنعربي قرار گرفت و نحلههاي مختلفي متأثر از اين شخصيتهاي بزرگ ايجاد شد و تمدن اسلامي فروغ خود را در ساحت غرب گستراند و به مرور زمان آنها نيز در سايه انديشههاي عالمان اسلامي به رشد علمي دست يافتند اما در بلاد اسلامي به دلايل مختلف داخلي و خارجي حركت بالنده دچار فرود شد و نتوانست مسير خود را ادامه دهد.
تمدن اسلامي تا آنجا از استحكام برخوردار بود كه حتي افرادي چون مغولها كه توحش داشتند و به سرزمين ما حمله كردند تحت تعاليم برخي علماي ديني همچون خواجه نصيرالدين طوسي دچار تحول فكري شدند و از آبشخور اين انديشه با صلابت نوشيدند. يكي ديگر از دوران ستايشبرانگيز در تمدن اسلامي ايران عهد صفويه است که البته اين دوران را نيز نميتوان بياشكال دانست. در عصر صفويه چند اقدام مهم همچون ايجاد وحدت ملي در راستاي دستيابي به ايران بزرگ و جمعآوري منابع اسلامي و اشاعه فرهنگ اهل بيت صورت گرفت كه به دورهاي ممتاز در تاريخ ما بدل شد که امروز نيز همان مسير پيموده ميشود.
پس از عصر صفويه بار ديگر به دلايل داخلي و خارجي و شكلگيري تفكر استعماري در صحنه بينالمللي تمدن اسلامي دچار ركود شد اما جنبش مشروطه علامت خوبي بود كه جرقه بيداري فكري را زد . علماي ديني علمدار اين تفكر بزرگ بودند كه شرايط را تغيير ميداد، اما جنبش مشروطه نيز در سايه تغيير شرايط رنگ باخت و به دليل برخي تلاشهاي بيروني و فعاليتهاي جريان غربزده داخلي راه به بيراهه برد و همه تلاشهاي مصلحان اجتماعي و بزرگان ديني در اين وادي بيدوام شد و کشور ما دچار ديكتاتوري سياه گرديد. پيروزي انقلاب اسلامي مقطع شكوهمند ديگري از تاريخ ايران است كه بسياري از وجوه ناقص ادوار قبل را در حركتي تكاملي شكل جديدي بخشيد و امام خميني (ره) به جاي ايجاد امپراطوري به سبك گذشتگان سرزمينها و قلبها را به يكديگر متصل كرد.
امروز شاهد ثمرات الهامبخش انقلاب اسلامي در تمامي نقاط دنيا هستيم اما برخي كشورهاي بهانهجو كه در ميان آنها حتي كشورهاي اسلامي نيز قرار دارند با جهل نسبت به ماهيت انقلاب اسلامي مدعي هستند كه ايران بار ديگر دنبال امپراطوري است در حالي كه انقلاب اسلامي به دنبال هويتيابي و بيداري جهان اسلام بوده و هيچ گاه در انديشه گسترش سرزمين و امپراطوري نبوده است. مهمترين مسئله انقلاب اسلامي بازگشت به هويت خويش بود و در سايه اين نگرش استقلال در عرصههاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي شكل گرفت و موجي از افكار جديد ايجاد شد.
از بدو پيروزي انقلاب اسلامي توجه به خودباوري و ايستادگي بر توانايي خود تحت رهبري داهيانه حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيتالله خامنهاي در درون جامعه ما سرايت كرد و اگر ايران امروز صاحب دانش و فناوري بويژه فناوريهاي نوين مانند فناوري هوا و فضا و فناوري نانو است اين همه منوط به روح بيداري اسلامي و انقلابي در ملت ايران است.
امام خميني (ره) و گفتمان بيداري اسلامي
حضرت امام خميني(ره)، چه تاثيري بر سرنوشت جريان بيداري اسلامي در جهان داشته است؟ چگونه و با کمک چه عواملي حضرت امام توانست بيداري اسلامي را به يک گفتمان مسلط تبديل کند؟ برونداد هاي بيداري اسلامي چه بوده است و گفتمان هاي رقيب چه چيزهايي بوده اند؟
اگر بخواهيم جايگاه حضرت امام را در بيداري اسلامي بهتر درک وفهم کنيم، بايد از روشهاي متداول در علوم انساني کمک بگيريم. امروزه مساله روش در مطالعات و پژوهشهاي علوم انساني به مثابه جعبه ابزار شناخت عمل مي کند و به همان ميزان مهم است.
يکي از روشهايي که بسيار بر سر زبانها است و تاکنون بارها از سوي محققان مسلمان براي فهم پديده هاي سياسي، مخصوصا انقلاب اسلامي و انديشه هاي بزرگ معمار اين انقلاب، حضرت امام خميني(ره)، به کار گرفته شده است، روش «تحليل گفتماني» است.
مثلا مواضع سخت امام در برابر گروه هاي چپ ومنحرف و اصطلاحاتي چون اسلام آمريکايي، شيطان بزرگ، مرفهان بي درد، متحجران ، مستضفعان و پابرهنگان و... وهمچنين تشکيل نهادهاي انقلابي و حمايت از قيام هاي مسلحانه در سراسر جهان اسلام، از سوي ايشان، در يک فرآيند قابل تحليل است که همان گفتمان بيداري اسلامي است.
در مورد گفتمان بيداري اسلامي مفهوم ضديت و غيريت سازي بسيار واضح و شفاف است. جهان استکبار به عنوان مهم ترين دشمن بيداري اسلامي مسبب همه گرفتاريهاي جهان اسلام و مسلمانان شناخته مي شود. بعد از آن جريان هاي ريز و درشت برآمده از اراده خارجي و امپرياليسم قرار دارند که حضرت امام هيچگاه در برابر هيچيک از آنها کوتاه نيامد و همواره بر خطر آنها تاکيد مي کرد.
اين نکته در مورد گفتمان بيداري اسلامي به رهبري حضرت امام به اين معنا مي تواند باشد که ايشان آگاهانه به اين مساله پي برد که بيداري اسلامي بدون عمل سياسي امکان پذير نيست وعمل سياسي نيز بدون تاسيس يک حکومت صد در صد اسلامي ممکن نيست.
لذا حضرت امام خميني(ره)براي نخستين بار براي تاسيس يک حکومت اسلامي به معناي خاص و ويژه اقدام کرد وموفق هم شد. اگر ايشان دست به اين اقدام نمي زدند شايد هيچگاه شاهد تسلط گفتمان بيداري اسلامي بر ديگر گفتمانها نبوديم.
آسيب شناسي نهضت بيداري اسلام
اين خودآگاهي و احساسي که آنرا «بيداري ديني» بمفهوم جديد ميناميم پيام واحدي به تاريخ، مخابره ميکند و مضمون آن اين است که: «ما دوباره برگشتيم و نوبتي هم که باشد نوبت ماست.» شايد حدود يک قرن قبل، اين عزم بيداري در گروههاي کوچکي از نخبگان جهان اسلام، به وجود آمده بود ولي امروز در سطح امت اسلام، گسترش پيدا کرده است.
جوهر اصلي اين بيداري، آن است که بهتدريج امت اسلام متوجه ميشوند که از اسلام، فاصله گرفتهاند و جوامع اسلامي اگر دچار انحطاط اخلاقي شدهاند، اگر زير بار عقبماندگي اقتصادي و علمي، در دنيا تحقير ميشوند، اگر دچار تفرقه و تجزيه شدهاند، اگر بهراحتي مورد تهاجم اشغالگران قرار ميگيرند و استعمار ميشوند و منابع آنها به غارت ميرود، در همة اين انحطاطها خود مسلمين هم شريک جرم هستند و مقصرند.
توجه به کوتاهيها و مسئوليتِ خود، نقطه شروع بيداري اسلامي است چون خوي تجاوز هميشه عليه مسلمين وجود داشته است، نخبگان جهان اسلام کمکم به اين نتيجه رسيدهاند که گويا در چند قرن اخير ما بهتدريج، هم از عقلانيت اسلامي و هم از ارزشهاي اخلاقي اسلام، و هم از قوانين الهي با فهم اجتهادي فاصله گرفتيم و دور شدهايم.
اين احساس و خودآگاهي، ترکيبي از دو حالت «شرمندگي» و «عزم بازگشت» است. يکي، «شرمندگي» در برابر عزتي که خداوند به مؤمنين، وعده داده و امروز مسلمين، در برابر سابقة فخر و عزت گذشتة امت در صدر اسلام فاقد آن هستند و دوم، ترکيب اين شرمندگي با «ميل بيداري» و «عزم بازگشت به اسلام» است که در صد سال گذشته، بتدريج در حلقههاي خواص و سپس در دو دهة اخير به برکت انقلاب اسلامي به طرز بسيار انفجاري و عظيم در کل جهان اسلام، تعميم يافت و از حلقة خواص به متن جهان اسلامي توسعه پيدا کرد.
اين يک نوع، «توبة اجتماعي» است. يقينا سي سال پيش، مفاهيمي مثل «عدم جدايي دين از سياست»، «ضرورت جهاد اسلامي»، مفهوم «شهادت» يا «عمليات استشهادي»، مفهوم «وحدت امت اسلام و شيعه و سني و همه فرقههاي اسلامي»، «تشکيل اتحاديههاي اسلامي» در سراسر جهان در حوزههاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و نظامي، مفهوم «امکان نجات مستضعفين عالم»، مفهوم «تشکيل حکومت اسلامي» يا بازگشت به «حضاره و تمدن اسلامي» در سطح افکار عمومي جهان اسلام، مطرح نبوده است بلکه حداکثر در سطح خواص و روشنفکران ديني و بخشي از حلقههاي خاص وجود داشت که آنهم توأم با عدم تفاهم بر سر حتي همين مفاهيم بوده ولي امروز اينها همه، پرچمهائي شدهاند که در بيشتر کشورهاي اسلامي حتي کشورهايي که مسلمين، اقليت هستند برافراشته شده و اين مفاهيم کاملاً برجسته شدهاند. اگر بخواهيم اين خودآگاهي جديد و اين بيداري اسلامي را در يک عبارت، جمعبندي کنيم، ميگوييم معنا و پيامش اين است که به اسلام با همه جامعيت آن و با همه ابعادش بازگرديم. و وقتي از کلمة «بازگشت»، استفاده ميکنيم مراد، سير معکوس تاريخي نيست. نبايد از بازگشت، بازگشت به گذشته و سير قهقرايي تصور بشود بلکه مفهوم و منظور، «بازگشت به اسلام» و توبهاي تاريخي و يک جبران اجتماعي است يعني امت اسلام به فاصله عظيمي که در عقيده، اخلاق و عمل اجتماعي از مفاهيم و ارزشهاي اسلامي گرفتند توجه کنند و براي جبران کوتاهيهاي چند قرن اخير، تلاش داشته باشند. هدف از اين بازگشت، ساختن يک تمدن جديد اسلامي است براساس فرهنگ اسلامي و با استفاده از همه تجربههاي مباح بشري تا آنجا که در خدمت اهداف و احکام اسلام قرار گيرد و اين البته بدون اجتهاد و بدون يک هاضمة قوي اسلامي براي درک، تجزيه و تحليل و رد و قبول مفاهيمي که در دنيا جاري است و تمدني که در دنيا حاکم و مسلط است امکان ندارد.
نهضت بيداري اسلامي که انقلاب ما منادي آن است هدفش تشکيل يک تمدن محمدي جهاني است که در آن، عقلانيت با معنويت، قدرت با اخلاق، دانش با ارزش، علم با عمل، جمع شود يعني خلاقيت درعين اصولگرايي باشد و اصولگرايي هم با تحجر، و نوانديشي هم با بدعتگذاري، اشتباه نشود.
يکي از مهمترين نقاط آسيبپذير، اين است که جامعيت اسلام، مورد تجزيه قرار بگيرد و برخورد گزينشي با اسلام، صورت گيرد. اين همان خطري است که قرآن کريم هم پيشبيني فرموده و اخطار کرده است که نکند چنين برخوردي با متن دين، صورت بگيرد. تعبير قرآن کريم، «ايمان به بعض و کفر به بعض» است يعني اسلام را بهعنوان يک موجود زنده، تفسير کنيد و همه ابعادش را در کنار يکديگر، بفهميد نه آنکه اسلام را زنده زنده، تجزيه و مثله کنيد و هر فرقه و گروهي و هر مليتي و حزبي، بخشي از اسلام را به دليلي برجسته کند و ابعاد ديگر آن را ناديده انگارد يا تضعيف کند.
قرآن کريم با تعبير ديگري و از زاويه اي ديگر هم به همين آفت اشاره کرده و تعبير «تحريفالکلم عن مواضعه» را آورده که در مورد اديان ديگر هم صورت گرفته و بدينمعني است که مفاهيم ديني، جايگاه و موضعشان اگر ديده نشود و هندسه معارف دين درهم بشکند و همة ابعادش رعايت نشود ما صدمه خواهيم خورد.
يکي از مهمترين مسائل مطرح و حائز تامل در خصوص بيداري اسلامي، آسيب ها و آفتهاي پيش روي آنهاست که چالشهاي بسياري را براي جريان اصيل بيداري اسلامي بوجود آورده است.
بنيانگذار جمهوري اسلامي در بررسي آسيبها و آفتهاي بيداري اسلامي به چند آسيب کليدي اشاره نموده است:
1- تحريف اسلام و وارونه نشان دادن مفاهيم ديني از سوي رهبران
2- گرايش هاي سياسي حاکمان کشورهاي اسلامي
3- تحجر و جمود فکري
4- روشنفکرنماهاي ملي و مذهبي
5- اختلافات فرقه اي و قومي
6- ...
يک مشکل ما اين است که بعضي کساني که در تاريخ گذشته بهعنوان عناصر بيداري اسلامي در جهان شناخته ميشدند متاسفانه خودشان به بعضي از ارزشها و شعارهاي اسلامي بعد از مدتي لاقيد و سست ميشدند يا تجديدنظر و به آن مفاهيم پشت کرده، يا در آن مفاهيم، شک ميکردند و يا عملاً منحرف ميشدند. قرآن کريم در آيهاي اشاره به بلعم باعورا ميکند و در روايتي در ذيل آيه آمده است که ايشان به مقامات معنوي بالايي هم رسيده بود ولي «اخلد الي الارض»، يعني همة آن ارزشها را به راحتي با منافع کوتاه مدت دنيوي معامله کرد.
معنايش اين است که حتي به عاليترين مقامات انساني هم که برسيم باز هم در خطر هستيم. البته از آيه نبايد نتيجه منفي گرفت که اگر به مقام عالي معنوي هم برسيم باز فايدهاي نخواهد داشت و سرنوشت همه، بازهم سقوط و انحطاط است!! بلکه نتيجه مثبت بايد گرفت که همة ما هميشه به هوش باشيم و همواره مراقبت از خود کنيم وشرايط را هميشه در آمادهباش جدي نگاهداريم.
نکتة ديگر آنکه يکي از آسيبها و خطراتي که در پيش است و در مورد آن در اردوي دشمن، طراحي و برنامهريزي شده است، دامن زدن به جنگهاي مذهبي و فرقهاي در درون جهان اسلام است که بخصوص از طريق تهمتزدن به مذاهب، تعقيب ميشود.
مثلاً کتابهائي در گوشه و کنار، راجع به شيعه، پخش ميشود که جزءِ عقايد شيعه نيست نسبتهاي عجيب و غريبي به شيعه داده ميشود که هيچيک از منابع روايي شيعه، اينها را نگفته و متکلمين شيعه و فقهاي شيعه به اينها معتقد نيستند. شبيه همين شيوه نسبت به بعضي فرق اهل سنت، صورت ميگيرد و اين نسبتها ترويج ميشود تا مفهوم «وحدت فرق اسلامي» تضعيف شود و نقاط اختلافنظر را که طبيعي است برجسته ميکنند تا نقاط اشتراکنظر که اصل است کمرنگ شود حال آنکه ما در متن، متحديم اما آنها اختلافات را ميخواهند تبديل به متن و اشتراکات را تبديل به حاشيه بکنند. در حالي که اگر با نگاه علمي، اين اختلافنظرها بررسي شود همين اختلاف فقهي يا کلامي که بين شيعه با برادران اهل سنت است بين خود فرقههاي اهل سنت با يکديگر هم همين اختلافات (و گاهي در بعضي موارد، شديدتر) وجود دارد. روش برخورد سالم با اين اختلافات بسيار مهم است تا آن تضادها برجسته نشود. ما انگليس را در سده گذشته تجربه کرديم و امروز هم صهيونيستها و آمريکا را که دو کار در جهان اسلام ميکنند: اولاً فرقهسازي به نام اسلام ميکنند و ثانياً جنگهاي فرقهاي بين مسلمين راه مياندازند.
خطر بعدي، تقويت جنگهاي نژادي و ناسيوناليستي و قومي است. نمونه آن جنگهاي داخلي است که بين مسلمانان در سده گذشته بنام نژاد و قوميت و مليت، به راه انداختند به خصوص در نيم قرن گذشته که جهان اسلام تکهتکه شد.
آسيب بعدي، اين است که دو جريان در جهان اسلام، سد راه بيداري و رشد اسلام ميشوند: يکي کساني که برخورد انجمادي با متن دين ميکنند و راه اجتهاد را ميبندند و اسلام را طوري تعريف ميکنند که فقط در زمان و مکان خاصي، اجرا شده و امروز ديگر جزء تاريخ است.
طرف مقابل هم کسانياند که اسلام را در ذيل مکاتب غيراسلامي ميخواهند تعريف کنند يعني اسلام را با ليبراليسم يا مارکسيسم يا... تطبيق ميدهند و تحريف ميکنند و اگر در مواردي متفاوت باشد اسلام را تغيير ميدهند تا با ليبراليسم و يا مکاتب ديگر غربي، هماهنگ شود و يک اسلام سيال، اسلام مشکوک، نسبي و شخصي، اسلامي که از جهاد و سياست در آن خبري نيست، بازسازي کنند. با متن دين، برخورد گزينشي ميکنند. ما در مقابل هر دو جريان بايد بيدار باشيم چون اين دو جناح ظاهراً در تقابل با هم هستند اما درواقع، هر دو، جهان اسلام را به سمت سکولاريزم پيش ميبرند يعني دو جريان ظاهراً مقابل که نهايتا يک کار را ميخواهند با امت اسلام بکنند.
بيداري اسلامي باعث شکست آمريکا
در واقع امروز جنبش هاي مردمي در کشورهاي مختلف در سطوح و ابعاد جدي در حال فعاليت هستند و بعضا نيز نقش گسترده تر از دولتهاي ملي را در عرصه بين المللي بازي مي کنند و تاثير قابل توجهي بر روند تحولات جهاني مي گذارند. يک گروه اندک با تعداد کمي از نيروي انساني با تکيه بر توانايي ايدئولوژيک و قدرت ايمان مي توانند قدرتهاي بزرگي را فراري دهند و آنها را به زانو درآورند.
جمهوري اسلامي بايد در جهت دادن به بيداري و احياي تفکر اسلامي نقش هدايت کننده را داشته باشد و ضمن مقابله با حرکتهاي انحرافي در جهت وحدت اسلامي و حمايت از نهضت هاي اصيل اسلامي تلاش نمايد.
در سايه بيداري اسلامي است که با برنامه ريزي صحيح و گسترده مي توان در خنثي سازي طرح خاورميانه بزرگ نقش آفريني نمود.
بيداري اسلامي نقش ويژه اي در حرکت ملل مسلمان ايفا کرده است. انقلاب اسلامي که خود معلول حرکت بيداري اسلامي است در يک حرکت متکي به اراده عمومي، تمامي زيرساختهاي سياسي، اجتماعي و فکري کشورهاي استعمارگر را دگرگون کرد و در يک زايش تاريخي الگويي مقتدر و هوشمند را ارائه کرد.
آنچه که امروزه باعث شکست سياستهاي يکجانبه آمريکا در خاورميانه و آفريقا و حتي در کشورهاي حوزه آمريکاي لاتين شده موج بيداري اسلامي است که روزبه روز در ميان اقشار مختلف اعم از جوانان و دانشگاهيان نمود بيشتري پيدا مي کند.
آمريکا و تقابل با بيداري اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي ايران بعنوان محور خيزش و بيداري اسلامي در عرصه جهاني مطرح شد. در اين ميان که خاورميانه در طول 4 قرن گذشته جولانگاه يکه تازي قدرتهاي استعماري غربي بوده است اينک با الهام از انقلاب اسلامي بپا خواسته و به تقابل با غرب و بويژه آمريکا برخاسته است.
حمايت از جنبش هاي آزادي بخش در سراسر جهان از سوي جمهوري اسلامي باعث شد تا منافع مستکبران غرب و شرق خصوصا آمريکا در نقاط مختلف جهان هرچه بيشتر و جدي تر لطمه بخورد.
در دوران پس از پيروزي انقلاب استراتژيست هاي آمريکايي به نبرد با انقلاب اسلامي ايران پرداختند تا بدينوسيله سدي در مقابل شيوع اسلام ايجاد کنند و پروژه صدور و نهادينه نمودن انقلاب را ناکام گردانند.
نمونه بارز اين مساله جنگ 33روزه ميان دلاورمردان حزب ا.. با رژيم اشغالگر قدس مي باشد. قضيه لبنان و بيرون راندن اسرائيل از اراضي اشغالي در واقع زنگ خطري براي آمريکا و همپيمانانش بود تا مبادا موج اسلامگرايي، منافع آنها در سطح جهان را تهديد نمايد و موجبات سرخوردگي آنها را در ميان ملتهاي جهان فراهم آورد.
حزب ا.. با يک تفکر متاثر از انقلاب اسلامي و حمايتهاي مادي و معنوي جمهوري اسلامي ايران به جايگاه و رشد قابل توجهي در ميان مردم لبنان دست يافت و توانست آنگونه که بايد در راه تحقق آرمانها و اهداف اسلامي گام بردارد.
فارغ از اين نمونه نيز بايد اشاره کنيم که آمريکا با طرح موضوعاتي همچون خاورميانه بزرگ و استفاده از اهرم هاي تبليغاتي مثل مبارزه با ترورسيم روز به روز سطح درگيري اش را با اين خيزش و موج اسلامي افزايش مي دهد و قصد دارد اين سياستها را هرچه قدرتمندانه تر براي سرکوب حرکتهاي اسلامي و تقابل با اسلام سياسي و ترويج نظام فرهنگي سکولار بکار گيرد.
نتيجه:
انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و افزايش فعاليتهاي مؤثر اسلامي در جوامع مسلمانان بوده است.
انقلاب اسلامي موجب تغيير و دگرگوني معادلات سياسي و موازنه قوا در مقياس جهاني به سود ملت هاي اسلامي شده و اکنون با گذشت سه دهه از عمر پر برکت آن، راهبرد تفکر اسلامي به مثابه الگويي نجات بخش براي تمام ملت هاي اسلامي و بشريت محسوب مي شود.
بدون ترديد موارد مشترك فراواني بين انقلاب اسلامي ايران و آرمان هاي جهان اسلام وجود دارد که اهم آنها عبارتند از: ايده واحد، آرمان مشترك، دشمن يكسان، وحدتگرايي، مردم مداري و...
بدون ترديد انقلاب اسلامي تحت رهبري حضرت امام خميني(ره) با برشمردن نقاط اشتراک مسلمانان سراسر جهان و با زنده کردن روح بيداري و خيزش اسلامي توانست اعتماد به نفس را در بين توده هاي مسلمانان بازگرداند و مي رود تا بيدار نمودن مسلمانان از خواب غفلت، آنها را از زير يوغ استعمار و استبداد خارج نمايد.
ملت هاي مسلمان سراسر جهان با تأسي از آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي و با تکيه بر قرآن و شعائر اسلامي، سرنوشت خود را از دست حاکمان وابسته به امريکاي سلطه گر جدا کرده و زير پرچم انقلاب اسلامي در مسير استقلال و آزادي گام برمي دارند.
امام خميني(ره) همواره بر اين نکته اساسي تاکيد داشتند که معناي صدور انقلاب ما، اين است كه همه ملتها بيدار شوند و همه دولتها بيدار بشوند و خودشان را از اين گرفتاريهايي كه دارندنجات بدهند.
اميد مي رود به برکت انقلاب اسلامي و گسترش روح بيداري و خيزش اسلامي در سراسر جهان اسلام و حتي ساير ملتهاي آزاديخواه، بارقه هاي استکبار ستيزي و ضد استعماري بيش از پيش نمود يابد و سردمداران نظامهاي سلطه ضمن گردن نهادن به خواسته هاي به حق مستضعفان و مسلمانان جهان به خاک مذلت کشيده شوند و نداي الله اکبر در سراسر گيتي طنين انداز شود.
تحقیق اوحدی مراغه ای1
زندگینامه
او در شهرستان مراغه زاده شد، پدرش از اهالی اصفهان بود و خود او نیز مدتی در اصفهان اقامت داشت و بنابراین نامش اوحدی اصفهانی نیزبود. هم اکنون یک موزه دائمی در مقبره اوحدی در مراغه دایر میباشد اوحدی معاصر ایلخان مغول سلطان ابوسعید بود.
مذهب
دانشنامهٔ بزرگ اسلامی در پیرامون مذهب او چنین آوردهاست:
درباره مذهب اوحدی مطلبی به صراحت بیان نشده است، ولی در دیوان او اشاراتی هست که از اعتقاد وی به تشیع حکایت میکند.او از جمله: چندینبار از امام علی(ع)، امام حسین(ع)، امام رضا(ع) و حضرت مهدی (ع)، یاد کرده است.
با این حال سعید نفیسی، با تکیه بر اشارات شاعر به خلفای راشدین و «چهار خواندن آنها و اشارهٔ او به «شافعی»، در نهایت اینگونه استدلال میکند که او میتواند شافعی بوده باشد.
آثار و اشعار
اشعار اوحدی مراغهای از ابتدا مورد توجه بوده و تعداد آنها به ۱۴٫۷۲۹میرسد. از آثار اوحدی دستنویسهای بسیاری به جا مانده است.
دیوان: که شامل قصاید، غزلیات، ترکیبات، ترجیعات و رباعیات است.
جام جم: که شامل مثنویهای اوحدی است.
منطق العشاق، (یا ده نامه، محبتنامه): شامل نامههایی عاشقانه که میان عاشق و معشوق رد و بدل میشده است معروف است که وی تخلص خود «اوحدی» را از نام عارف معروف اوحدالدین کرمانی گرفته است.
اشعار به فهلوی
اوحدی مراغهای سه غزل به عنوان «زبان اصفهان» دارد که جزو فهلویات شناخته میشود
چند بیت از غزلی به زبان اصفهان
دیم تو خورد و چشم مو تر / هشکش ویکر وان خوزارو
واتت که سر فلا کروهینی تو ساعتی / کین آه سوته دل بهر چه تو وات ایستاده بو
آرامگاه
رکن الدین ابولحسن مراغی مشهور به اوحدی مراغهای عارف و شاعر پارسیگوی نامدار صاحب مثنوی معروف جام جم است که آرامگاهش در میان باغ سرسبزی واقع شدهاست. سنگ قبر اوحدی از سنگ کبود درست شدهاست. بر دیوار شمالی و جنوبی آن نام اوحدی و تاریخ فوت{ ۷۳۸ ه.ق} حک شدهاست. در سال ۱۳۵۲ از سوی انجمن آثار ملی ایران بنای جدیدی بر روی قبر مذبور احداث شده و سنگ مقبره قبلی را به موزه آرامگاه انتقال دادند.
موزهٔ اوحدی
در کنار مقبره اوحدی، موزه اوحدی واقع گردیدهاست. این موزه به علت اینکه شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول مقر حکومتی و پایتخت آنان بودهاست، عنوان موزه تخصصی ایلخانی را به خود اختصاص دادهاست. اشیاء موجود در این موزه شامل ظروف سفالی، سکه، کتابت، ظروف مفروغی، شیشه که کتیبههای باقی مانده از رصد خانه و سنگ قبور مربوط به دوران اسلامی است.
|
در بنـدِ غم عشـق تو، بســـیار کسـانند |
تنها نه منم خود، که دراین غصّـه بسانند | |
|
در خاک به امید تو، خلقی است نشـسته |
یک روز برون آی و ببـین تا به چه سانند | |
|
عـُشـّـاق تو در پیـــش گرفتـــند، بیــابان |
کآن طایـفه، ده را پس ازاین هیـچ کسانند | |
|
کو مَحــــرم رازی، که اســـیران محبـّت |
حــــالی بنـویسند و سـلامی برسانند | |
|
با محتـسب شــهر بگویید، که امشب |
دسـتار نگـهدار، که بیرون عسسانند! | |
|
ای دانه دُر، عشق تو دریاسـت ولیکن |
افســـوس! که نزدیــک کنــار تو خســـانند | |
|
شاید که ز مصرت، به هوس مرد بیاید |
خـود مردم این شــــهر، مگر بی هوسانند؟ | |
|
با جـُـور رقیــبان، ز ِ لبـت کام که یابد؟ |
من تـَرک بگـُـفتم، که عسـل را مگســانند! | |
|
ای اوحـدی از لاشـه تنگ تو، چه خیزد؟ |
کآندر طلـب او هـمـه، تازی فرسانند | |
|
افسوس که در پای تو این تنـد سواران |
بسـیار دویدند و همان بازپـســانند! ! |
تحقیق اوحدی مراغه ای2
زندگی نامه رکن الدین اوحدی مراغه ای
رکنالدین اوحدی مراغه ای در دوم فروردین ماه 654 ولادت یافت به احتمال زیاد به خاطر ارادت و احترامی که برای اوحدی کرمانی ، صوفی مشهور قائل بود ، تخلص خود را از صافی به اوحدی تغییر داد.
تحصیل و سیر و سلوک در وادی عرفان را از دوره اقامتش در مراغه آغاز کرد و در طی سفرهایی که داشت با بزرگان و عارفان مختلف آشنا شد و از محضر هر یک توشعه ای برداشت ، مدتی نیز در اصفهان اقامت کرد . وقتی دوباره به آذربایجان بازگشت سرودن اشعار را اغاز کرد و به تعلیم و ارشاد مشغول شد . به قول ریپکا ، اوحدی آموزش های صوفیانه را به گونه ای هنرمندانه بیان کرده است . اوحدی نیمه دوم اسفند ماه 716 - نیمه شعبان 738 هجری - در مراغه دیده از جهان فرو بست .
آثار :
1.ده نامه یا منطق العشاق : ششصد بیت دارد و بنا به درخواست خواجه نصیر الدین طوسی نگارش یافته است . موضوع آن نامه های عاشقانه ای است که دو دلداده برای یکدیگر نوشته اند . غزل های زیبا و لطیفی دارد . ساده و شیوایی آن در بین ده نامه های فارسی بارز و ممتاز است .
غنوده بخت شد بیدار ما را مشرف کرد خواهد یار ما را
طرب پیوند خواهد کرد با دل روا گشت آنچه میجست از خدا دل
خنک دردی که درمانی پذیرد! خوشا کاری که سامانی پذیرد!
2.دیوان قصاید و رباعیات و غزلیات : شامل هشت هزار بیت است . موضوع قصاید ، پند و اندرز و مسائل عرفانی و اخلاقی است .غزل ها و رباعیات و ترجیع بندهای عمیق و فصیحی دارد و بسیار دلنشین و رسا و روان سروده شده اند 0
من که خمارم، به مسجدها مده را هم دگر کین زمان میخوردم و در حال میخواهم دگر
محنت من جمله از عشقست و رنج از آگهی بادهای در ده، که عقلم هست و آگاهم دگر
رحم بر گمراه و سرگردان نگفتی: واجبست؟ رحمتی بر من، که سرگردان و گمراهم دگر
مدتی در بسته بودم دیده از دیدار خواب صورت او در خیال آمد ز ناگاهم دگر
روی گندمگون او با من نمیدانم چه کرد؟ این همی دانم که: همچون کاه میکاهم دگر
با زنخدانش مرا میلیست، میدانم که: زود خواهد افگندن به بازی اندر آن چاهم دگر
هم ببخشیدی دلش بر نالهٔ شبهای من گر به گوش او رسیدی ناله و آهم دگر
من که بر عشقم بریدستند ناف از کودکی چون توان از عشق ببریدن با کراهم دگر؟
اوحدی امسال اگر آهنگ رفتن میکند گو: سفر میکن، که من حیران آن ماهم دگر
3.مثنوی جام جم : این منظومه به لحاظ پرداختن به مسائل اجتماعی زمان و توضیح حقایق عرفانی از اهمیت خاصی برخوردار است . شاعر در این منظومه که بر وزن حدیقه ی سنایی سروده شده است ، علاوه بر توجهبه مفاهیم و موضوعات عرفانی ، با حساسیتی که نسبت به اوضاع اجتماعی دارد با بیانی ساده ، کمبود ها و نیازها را بیان کرده است . جام جم مشتمل بر حدود پنج هزار بیت شعر است.
پایداری به عدل و داد بود ظلم و شاهی، چراغ و باد بود
خاك از ایشان چگونه مشك شود گر به دریا روند خشك شـود
خواب را گفتهای برادر مرگ چو بخسبی همی زنی درِ مرگ
دزد را شحنه راه و رخت نمود کشتن دزد بیگناه چه سود؟
دزد با شحنه چون شریک بود کوچهها را عسس چریک بود
نفس خود را بكش نبرد اين است منتهای كمال مرد این است
آرامگاه
رکن الدین ابولحسن مراغی مشهور به اوحدی مراغهای عارف و شاعر پارسیگوی نامدار صاحب مثنوی معروف جام جم است که آرامگاهش در میان باغ سرسبزی واقع شدهاست. سنگ قبر اوحدی از سنگ کبود درست شدهاست. بر دیوار شمالی و جنوبی آن نام اوحدی و تاریخ فوت حک شدهاست. در سال ۱۳۵۲ از سوی انجمن آثار ملی ایران بنای جدیدی بر روی قبر مذبور احداث شده و سنگ مقبره قبلی را به موزه آرامگاه انتقال دادند.
موزهٔ اوحدی
در کنار مقبره اوحدی، موزه اوحدی واقع گردیدهاست. این موزه به علت اینکه شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول مقر حکومتی و پایتخت آنان بودهاست، عنوان موزه تخصصی ایلخانی را به خود اختصاص دادهاست. اشیاء موجود در این موزه شامل ظروف سفالی، سکه، کتابت، ظروف مفروغی، شیشه که کتیبههای باقی مانده از رصد خانه و سنگ قبور مربوط به دوران اسلامی است.
در بنـدِ غم عشـق تو، بســـیار کسـانند تنها نه منم خود، که دراین غصّـه بسانند
در خاک به امید تو، خلقی است نشـسته یک روز برون آی و ببـین تا به چه سانند
عـُشـّـاق تو در پیـــش گرفتـــند، بیــابان کآن طایـفه، ده را پس ازاین هیـچ کسانند
کو مَحــــرم رازی، که اســـیران محبـّت حــــالی بنـویسند و سـلامی برسانند
با محتـسب شــهر بگویید، که امشب دسـتار نگـهدار، که بیرون عسسانند!
ای دانه دُر، عشق تو دریاسـت ولیکن افســـوس! که نزدیــک کنــار تو خســـانند
شاید که ز مصرت، به هوس مرد بیاید خـود مردم این شــــهر، مگر بی هوسانند؟
با جـُـور رقیــبان، ز ِ لبـت کام که یابد؟ من تـَرک بگـُـفتم، که عسـل را مگســانند!
ای اوحـدی از لاشـه تنگ تو، چه خیزد؟ کآندر طلـب او هـمـه، تازی فرسانند
افسوس که در پای تو این تنـد سواران بسـیار دویدند و همان بازپـســانند! !
تهیه شده از پایگاه تاریخ شناسی
تحقیق کمی از اهرم
E نیرو یا زور برای تغییر دادن محل بار، در سمت مخالف بار
F تکیه گاه در وسط
L بار یا وزنه که حرکت داده می شود ، نقطه مقابل نسبت به نیرو
با نگاهی به محل زندگی و کار خود میتوانید به راحتی انواع ماشینهای ساده را ببینید. کلید برق ، دستگیره در ، صفحه تلفن ، کارد ، پیچ گوشتی و حتی کلیدهای صفحه کلید کامپیوتر ، همگی وسایلی هستند که کار انجام شده روی خود را به کار مفید تبدیل میکنند. هر کس بدون اینکه اطلاعی داشته باشد، انواع متعددی از این ماشینهای ساده را در زندگی روزمره به کار میبرد.
هیچ میدانید چرا ...
· فندق شکن ، فندق را راحت میشکند.
· پنس ، قطعات ریز را راحت بر میدارد.
· چیزی را که چاقو به سختی میبرد، قیچی راحت میبرد.
· آچار فرانسه خیلی راحت مهره را سفت میکند.
· سیم چین خیلی راحت سیم را میبرد یا لخت میکند.
مزیت مکانیکی
هدف از طراحی ماشینهای ساده این است که با اعمال یک نیروی محرک کوچک نیروی بزرگتری تولید شود. به عبارتی ماشین نیروی محرک کوچک را افزایش میدهد. مقدار افزایش نیرو یا نسبت نیروی مقاوم بر نیروی محرک را مزیت مکانیکی ماشین گویند. در دستگاه قرقره مزیت مکانیکی ماشین برابر است با تعداد طنابهایی که وزنه آویزان را نگه میدارد. مزیت مکانیکی اهرم را میتوان با در نظر گرفتن گشتاور نیروهای وارد بر میله به دست آورد.
اگر گشتاور نیروی تولید شده توسط نیروی محرک حول تکیه گاه برابر Fere باشد که در آن re بازوی محرک فاصله نقطه اثر نیرو تا تکیه گاه است. به طور مشابه ، گشتاور نیروی تولید شده توسط وزن سنگ حول تکیه گاه برابر Fere است. که در آن re بازوی مقاوم است. اگر دستگاه در حال تعادل دورانی باشد، این دو گشتاور برابرند. یعنی Fere=Fere که با استفاده از آن مزیت مکانیکی اهرم به صورت زیر دریافت میشود.
MA=Fl/Fe=re/rl
انواع اهرمها
برای بیشتر اهرمها ، اصطکاک در محل تکیه گاه خیلی کوچک است و بنا براین بازده به صددرصد نزدیک است. در نتیجه نسبت بازوها خیلی نزدیک به نسبت نیروهاست و معمولا هیچگونه تصحیحی در محاسبه مزیت مکانیکی اهرم لازم نیست. سوال مهم دیگری مطرح است و آن اینکه آیا قضیه کار و انرژی در مورد اهرمها صادق است؟
اهرمها را بر حسب موقعیت نسبی تکیه گاه ، نیروی مقاوم و نیروی محرک دسته بندی میکنند.
· اهرم نوع اول : تکیه گاه بین نیروی مقاوم و نیروی محرک قرار دارد. مانند انبردست ، آچار فرانسه ، قیچی و ... .
· اهرم نوع دوم : نیروی مقاوم بین تکیه گاه و نیروی محرک قرار دارد. مانند فندق شکن)) و ... .
· اهرم نوع سوم : نیروی محرک بین تکیه گاه و نیروی مقاوم قرار دارد. مانند قندگیر ، انبرک ، پنس و ... .
تحقیق از بسیج
تشكیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره) هوشیاری و درایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره)از جمله اساسی ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسی امریکا در تهران و برملاشدن ماهی سلطه جو و تجاوزکارانه امریکا، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.
اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی و اظهارات صریح حکام امریکایی مردم و رهبران کشور و بویژه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی امریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی، امری بعید و غیرممکن نبوده و با توجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است.
بر این اساس امام امت در پنجم آذرماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر از یک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند:
یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی را درپایگاههای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.
اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضدانقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بود و از این راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیمان در شهریور 59 این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید، قوت گرفت و از آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس، حصر آبادان، فتح المبین، ثامن الائمه و الفجر 8 ، کربلای 5 و .... از دستاوردهای عظیم این تشکل الهی بود.
اگر امروز توفیق این را داشته ایم که کشور اسلامیمان و ملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم به یمن حضور گسترده بسیج بوده و لاغیر. چنان که رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام (قدس سره) فرمودند: رحمت و برکات خداوند بر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است.
آری رزمنده بسیجی، ضمن توان رزمی بسیار بالا در نبرد نامنظم، جنگجوی قابلی دردفاع منظم بحساب می آید تا حدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیش رفته را به حرکت در آورده و روبروی دشمن قرار داده.
هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه یا هماهنگی مراجع ذیربط می باشد.
بسیج جایگاهی ملکوتی است. مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها، جایگاه عشق و صفا و صمیمت و در یک کلام، شهید جبهه ها و قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست.
بیش از یكسال از صدور فرمان امام خمینی (رحمة الله علیه) مبنی بر تشكیل بسیج نگذشته بود كه رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی، هجوم همه جانبه خود را به میهن اسلامی ما آغاز كرد
انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها و تغییر و تحولات آن زمان، هیچ گونه، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت. ارتش جمهوری اسلامی ایران كه با حمایت امام خمینی (رحمة الله علیه) توانسته بود جایگاه خود را پیدا نماید، در حال خودسازی و تثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم كه نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود، فاقد هرگونه تجهیزات لازم و تجربه كافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود.
از آن سو دشمن هم با ارتشی تا بن دندان مسلح و برخودار از پشتیبانی قدرتهای استعمارگر، كشور را مورد هجوم قرار داد. در این اثنا بود كه نقش بسیج به عنوان یك نیروی جوشیده از متن مردم انقلابی، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا كرد. دشمن كه سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه شد كه با دست خالی به دفاع از كیان مقدس نظام اسلامی خود برخاسته بودند و از ایثار خون خویش دریغ نمی كردند، جوانان سلحشوری كه به فرمان امام (رحمة الله علیه) در پایگاههای مقاومت تحت نام "بسیجی" گرد آمده بودند و با كوچكترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد می رفتند و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می كردند.
در طول هشت سال دفاع، بسیج آن چنان درخشید كه دشمنان اعتراف كردند كه "قدرتی در بسیج نهفته است كه می تواند با یكایك ارتش های كلاسیك جهانی مقابله كند". بسیج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظیفه جذب، آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و اعزام آنها را به جبهه های نبرد برعهده داشت و در این مدت توانست جمیعت مؤمن و صاحب ارزشی را از امت حزب الله، در درون خود بپروراند و پایه ریزی ارتش مردمی را دنبال كند و سرانجام پس از هشت سال دفاع مقدس، بسیجیان مظلوم و سلحشور جبهه های توحید به همراه امت شهیدپرور، از این آزمایش الهی سربلند و پیروز بیرون آمدند.
از نوجوان 13 ساله تا پیرمرد 80 ساله در میان خیل عظیم شهدای بسیجی مشاهده می شود. امام راحل این چهره های مظلوم را به شایستگی تمام به تصویر كشیدند و فرمود:
شما آئینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این كشورید.
بسیج از دیدگاه امام خمینی (ره) :
- بسیج نه بمثابه یک ارگان در کنار ارگان های دیگر ، که به منزله روح جاری در تمامی اعضا و رگ و ریشه کشوراست. - بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن راهمه مجاهدان از اولین تا اخرین امضا نموده اند . - بسیج میقات زائران خانه دل وعاشق آن دلداری است که پا برهنگان یعنی همان موحدین حق طلبی که برای وصل آن یگانه و سرشار شدن از جام وحدتش ، هر گونه زیب و زیور و الایش و منت و ناخودی و عجب و استکبار را از خود دور کرده اند ، در معراج بلند قربانگاه عشق وضوی خون گرفته و بی نیازی از نام ونشان را در نماز شهادت و ایثار طلب کرده اند. - حاکمیت تفکر بسیجی می تواند چشم طمع دشمنان و جهان خواران را از کشور دور کند . بسیجی کسی است که کارش: خود باختگی دربرابر حق و رهایی در وادی سرگشتگی و عشق و اخلاص به ذات مطلق است. بسیجی گسستن از قیود مادی و هواهای نفسانی و پیوستن به معنویت و محو شدن در مقابل جمال ازلی است . بسیجی مصداق بارز (المومن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف) است بسیجی آرمان خواه و اصول گراست و با هر چه که با اصول مکتبی او ناسازگار باشد ، سرستیز خواهد داشت . بسیجی مخلص برای ادای دین زمان و مکان نمی شناسد . برای بسیج و تلاش بسیجی شب و روز مفهوم ندارد . به بسیجی همه چیز در همه جا مربوط می شود . او برای پاداش کار نمی کند ، اجر خود را در جای دیگر جستجو می کند و صحیح تر اینکه بگوییم او اساسا به پاداش فکر نمی کند. بسیجی در مقابل تشخیص مصلحت ، فرمان و ارشاد مقام رهبری و ولایت چون و چرا نمی کند . او برای خود حیاتی از ولی امر خود متصور نیست.
بسیج چیست؟ و بسیجی کیست؟
بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد و بسیجی شاخ برگ درختیست که با ایثار و فداکاری تمام مجاهدان از صدر اسلام تاکنون پیوسته مراقبت شده تا بوی دل انگیز آن بهار صلح و امنیت را برای میهن اسلامی مان به ارمغان بیاورد و بسیجی بر بالای آن حدیث عشق را سروده است .
بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش برگلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سردادهاند و بسیجی دانش آموخته مکتبی است که فارغ التحصیلان آن در جنت رضوان سکنی گزیده و ثمره رشادتهای خود را در لقاء پروردگار خویش یافته اند .
بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشان گرفتهاند و بسیجی سرباز گمنان امام زمان(عج) است که در مکتب عاشورا تربیت یافته و در دفاع مقدس خود مدرس سلسه رهجویان شهادت گشت .
بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نمودهاند و بسیجی آن رزمنده پاکبازیست که شبها در فراق مولای خود نجوا می کند و روز در جهادی حضور دارد که یک روز در برابر هجوم نظام سلطه ایستادگی کرده و اینک در برابر تهاجم فرهنگی اش خاکریز زده است .
و تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد . چرا که اگر بسیج نبود در دفاع مقدس نمی توانستیم در برابر دشمن تا دندان مسلح ایستادگی کنیم و هرجا که نوای دلنشین بسیج طنین انداز شده تحول عظیم ببار آورده که ثمرات آن در همه زمینه ها آشکار شده است .
بسیجی کسی است که شور و شعور را در هم آمیخته و پیوندی ناگسستنی با مولای خوبان دارد که در قالب زمان محدود نشده و همچنان ادامه دارد. تا زمانیکه کشور محتاج امنیت است حضور بسیج و بسیجی لازم و ضروری است و هیچ کشوری در هیچ زمانی بدون امنیت نمی تواند به حیات خود ادامه دهد .
بسیج یک نیروی مردمی است و به طبقه خاصی تعلق ندارد و بسیجی را می توان در هر قشری از اجتماع جستجو کردو یافت . بسیجی با ایمان عمیق توام با عواطفی که از خصوصیات ملت ایران سرچشمه می گیرد رفتار و عملکرد دشمن را رصد کرده و هرزمان لازم شد وارد میدان شده و با تفکری که از اسلام ناب محمدی(ص) نشات می گیرد به مقابله با خطرات می رود .
در یک کلام بسیجی نیرویی کارآمد و سرمایه ای گرانبها برای اسلام و انقلاب و کشور است که باوجود آن ، کشور از گزند دشمنان مصون مانده و راههای ترقی و پیشرفت با سرعتی بیشتر طی می شود و هرکس که این نیروی عظیم را انکار کند در خرد و یا صداقت او باید شک کرد .
در باره بسیج مقالات متعددی را دوستان وبلاگ نویس نگاشته اند که بخشی از آن را در پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی می توانید ببینید .
****
نوشته شده توسط رضا امين زاده
تحقیق از پدافند غیر عامل
پدافند در مفهوم كلي، دفع، خنثي كردن و يا كاهش تاثيرات اقدامات آفندي دشمن و ممانعت از دستيابي به اهداف خودي است. پدافند به دو بخش تقسيم ميشود 1- پدافند عامل 2- پدافند غيرعامل
پدافند عامل: پدافند عامل عبارت از رويارويي و مقابله مستقيم با دشمن و به كارگيري جنگ افزارهاي مناسب و موجود به منظور دفع حمله و خنثي كردن اقدامات آفندي وي ميباشد.
پدافند غيرعامل: پدافند غيرعامل به مجموعه اقداماتي اطلاق ميگردد كه مستلزم به كارگيري جنگ افزار نبوده و با اجراي آن ميتوان از وارد شدن خسارات مالي به تجهيزات و تاسيسات حياتي و حساس نظامي و غيرنظامي و تلفات انساني جلوگيري نموده و يا ميزان اين خسارات و تلفات را به حداقل ممكن كاهش داد.
1- موضوعيت پدافند غيرعامل
بخشي از خسارات و صدمات وارده از حملات هوايي-موشكي، مربوط به اصابت بمب يا هر نوع پرتابه ديگري و ايجاد انفجار توسط آنها ميباشد. كه در لحظه وقوع حادث ميگردد و اغلب موارد، خسارات و صدمات مربوط به پيامدهاي اين حملات از خسارات ناشي از انفجار اوليه به مراتب بيشتر ميباشد و با رعايت اصول پدافند غيرعامل و اجراي طرحهاي مربوطه ميتوان ضمن كاهش خسارات اوليه از بروز خسارات و صدمات بعدي جلوگيري نموده و يا تاثير آنها را تا حد بسيار زيادي كاهش داد.
اصول اوليه پدافند غيرعامل، ساده و تقريباً ثابت بوده ولي كاربرد اين اصول در موارد مختلف تفاوت داشته و در مواردي پيچيده و مشكل ميشوند.
2- اصول، روشها و موضوعات اساسي در مبحث پدافند غيرعامل
1-2 اختفا Concealment
اختفا يا پنهان كاري به كليه اقداماتي گفته ميشود كه مانع از قرار گرفتن تاسيسات و تجهيزات در ديد مستقيم دشمن گرديده و يا تشخيص تاسيسات و تجهيزات و همچنين آگاهي از انجام فعاليتهاي خاص را براي او غير ممكن و يا مشكل ميسازد.
روشهاي اختفا عبارتند از
الف- استفاده مناسب از عوارض زمين و احداث تاسيسات در محلي كه توسط دشمن به سهولت قابل تشخيص و رويت نباشد.
ب- عادي و غير مهم جلوه دادن تاسيسات با جدولبندي، درختكاري و ...
ج- جداسازي منطقي تاسيسات صنعتي كه به علت نوع فعاليت نميتوان آنها را به طور كلي دگرگون نمود. به نحوي كه تاثير زياد بر نوع فعاليتها نگذارد.
د- حذف نقاط حياتي و حساس و مهم از روي نقشههايي كه به دليل خاص بايد در رسانههاي گروهي منعكس گردد.
هـ- نشان ندادن نماي خارجي تاسيسات حياتي و حساس در تلويزيون به خصوص در ارتباط با محيط اطراف و جادهها
و- عدم درج آگهي در جرايد به گونهاي كه وقوع فعاليتي مهم در محدوده زماني و در موقعيت جغرافيايي مورد استفاده قرار گيرد.
ز- ايجاد تاسيسات در اعماق زمين و يا در دل كوهها كه به اين ترتيب علاوه بر پنهان كردن آنها بحث استحكام كافي در مقابله با راكت، بمب و موشك را ميتوان مطرح كرد.
ح- جابهجايي: از آن جايي كه تاسيسات صنعتي به صورت ثابت در نقطهاي مستقر ميشود و انتظار و تغييرات و تحولات دفعي از آنها نميرود. چنانچه جمعآوري و نصب مجدد گونههايي از صنايع تا حد لازم سهولت داشته باشد ميتوان كالبدهاي مورد نياز را از نوع سبك و انعطافپذير مانند چادر و يا سازههاي سبك با قابليت مونتاژ و دمونتاژ آن انتخاب نمود و در مراحل زماني مختلف محل آن را جابهجا نمود.
2-2 - استتار comouflage
مفهوم كلي استتار هم رنگ و هم شكل كردن تاسيسات و تجهيزات با محيط اطراف ميباشد. استتار از موثرترين و متداولترين روشهاي دفاعي غيرعامل در ارتش كلاسيك دنيا است.
در مبحث استتار دو نوع ديد از طرف دشمن مدنظر است 1- ديد هوايي 2- ديد زميني
عوامل مربوط به اجراي استتار عبارتند از: رنگ، سايه، بافت، زمين، جنس و مصالح و حرارت و ....
انواع استتار
1- استتار نوري 2- استتار حرارتي 3- استتار راداري 4- استتار راديويي (مثل ايجاد پارازيت يا ارسال فرامين كاذب) 5- استتار بصري 6- استتار صوتي 7- ضد الكترونيكي
2-3 استحكامات:
در بحث پدافند غيرعامل استحكامات به سازههاي موقتي اطلاق ميشود كه با توجه به شرايط و امكانات و ميزان اهميت و آسيبپذيري نقاط حياتي و حساس در محلهاي مناسب و اطراف تاسيسات ايجاد ميگردند تا مانع اصابت مستقيم موشك بمب يا تركش اين مهمات به تاسيسات و يا تجهيزات گرديده و اثرات تركش و انفجار را به طور نسبي خنثي نمايند. استحكامات به شكل زير طبقهبندي ميشوند:
1- خاكريز
چنانچه تجهيزات در فضاي باز چيده شده و يا درون ساختماني و با مقاومت مصالح معمولي قرار گرفته باشند با ايجاد خاكريز با ارتفاع و قطر مناسب ميتوان در مواردي مانع اصابت مستقيم بمب و موشك به تاسيسات و تجهيزات گرديده و در اكثر موارد مسير تركش و موج انفجار به طرف تاسيسات را سد كرد.
3- كيسه شن
در صورتي كه فضاي لازم براي ايجاد خاكريز با شيب مناسب وجود نداشته باشد. با چيدن گونيهاي پر از شن و ماسه در چندين رديف و روي هم ميتوان به نتايج مورد نظر براي حفظ تاسيسات دست يافت.
علاوه بر محصور كردن تاسيسات و تجهيزات ميتوان از كيسه شن به عنوان پوشش محافظتي نيز استفاده كرد (مثل: لولههاي زميني انتقال نفت....)
3- دال بتني، شبكه شن و يا استوانه بتني
استفاده از اين وسائل زماني توصيه ميشود كه تداوم تهديد محتمل باشد.
4- ديوار كشي
ايجاد ديوار احتياج به بررسي كارشناسي داشته و قطر و ارتفاع آن با توجه به مقاومت مصالح به كار رفته بايد محاسبه شود. ديوار كشي شامل آجر چيني، سنگ چيني، ايجاد بلوكهايي با سيمان مسلح و يا استفاده از بلوكهاي پيش ساخته ميباشد. ديوار كشي بهتر است در قطعات مجزا و كنار هم صورت گيرد.
2-4 پوشش
ايجاد پوشش يك اقدام موقتي است كه با بالا رفتن شدت تهديد و احتمال حمله هوايي موشكي انجام شده و تا زماني كه احتمال حمله وجود دارد ادامه مييابد. با اين عمل تاسيسات و تجهيزات يا مركز فعاليت از ديد خلبان يا حسگر نصب شده در سر بمب و موشك پنهان گرديده و هدف گيري و هدايت موشك و بمبهاي هدايت شونده از جمله بمبهاي ليزري ميسر نشده و يا دقت آنها كاهش مييابد. پوشش ميتواند توسط دود ، بخار آب (غليظ) و يا با هوا كردن بادكنك و بالن ايجاد شود.
انواع پوشش:
پوشش امنيتي: اقداماتي است كه عمدتاً در مورد تاسيسات ثابت به كار گرفته ميشود و فعاليتهاي مجازي يا غيرواقعي را براي دشمن تداعي ميكند.
پوشش فيزيكي: اصطلاحاً اقداماتي است كه موقتاً به صورت فيزيكي مانع از تشخيص هدف ميگردد. كه از جمله اين اقدامات ميتوان به ايجاد پرده دود يا بخار غليظ اشاره كرد.
2-5 ايجاد سازههاي امن و مقاومسازي
طراحي و احداث تاسيسات حياتي و حساس به گونهاي كه به طور كلي در مقابل اصابت مستقيم بمب و موشك مقاوم باشند در خيلي از موارد اصولاً عملي نبوده و به صرفه و صلاح نيز نميباشد. زيرا هزينه ايجاد و تاسيسات با چنين مشخصاتي ممكن است به مراتب پيش از كل تجهيزات مربوطه باشد.
در اكثر موارد اصلاح بر اين است كه اجزا مستقل تاسيسات و تجهيزات كه اصابت احتمالي بمب موشك موجب از كار افتادن تجهيزات و توقف فعاليت بخشي از مجموعه گرديده اما خسارت جانبي زيادي به بار نميآورد تنها در مقابل موج انفجار و تركش بمب موشك محافظت شوند ولي بخشهايي از مجموعه كه صدمه ديدن آنها موجب از كار افتادن كل سيستم و وقفه كامل يا نسبي در انجام فعاليت ميگردد با مقاومت كافي اصابت بمب ساخته شوند.
چنانچه تاسيسات حياتي و حساس كه احتمالاً در فهرست هدفهاي دشمن قرار دارند فاقد مقاومت كافي در مقابل اصابت مستقيم بمب، موشك بوده و يا موج انفجار ناشي از اصابت، بمب موشك در نزديكي تاسيسات را نتواند تحمل نمايند.ميتوان با اجراي طرحهاي خاص مهندسي، مقاومت بناي آنها را افزايش داده و احتمالاً به حد مطلوب رسانيد.
2-6 پراكندگي
پراكندگي عناصر كالبدي يكي از مباحث مهم پدافند غيرعامل محسوب ميگردد كه در كاهش خسارت ناشي از ايراد ضربه تخريبي دشمن بسيار موثر است و به عكس در صورتي كه دشمن در مراحل تهاجمي خود پيش از شناسايي حضور و با بازشناسي به مرحله نشانهروي و اصابت دست يابد تمركز عناصر كالبدي و حساس مجموعه مورد تهاجم موجب ميگردد عمليات تهاجمي با حجم كمتر و متمركز، بيشترين تخريب را به جا بگذارد.
ايجاد مجتمعهاي عظيم صنعتي،تاسيسات بندري وسيع، نيروگاه بزرگ و غيره در كشور كه ممكن است مورد حمله هوايي دشمن قرار گيرد به صلاح نيست.
در مورد مراكز موجود لازم است مطالعات صورت گرفته و در صورت امكان طرحهايي جهت انتقال تدريجي آنها به نقاط مختلف كشور تهيه شود تا با رعايت اصول پراكندگي در محلهاي جديد مستقر گردند.
2-7- تفرقه Separation
منظور از تفرقه، جداسازي بخشي يا بخشهايي از تجهيزات، قطعات يدكي مواد و ساير وسائل و انتقال آنها به محلي غير از محل استقرار دائمي و نجات آنها از تاثير يك حمله هوايي موشكي احتمالي است. اين امر نبايد باعث توقف كامل فعاليتها گردد.
2-8 فريب و اختلال:
به مجموعه اقداماتي كه بتواند بازشناسي و توجه دشمن را از هدفهاي مورد نظر منحرف كرده و موجب گمراهي وي در تشخيص و هدفگيري شود، فريب و اختلال اطلاق ميشود.
2-9 دسترسيها:
دسترسيها به معني راهها و فضاهاي عبوري و ارتباطي است و در انواع و مقياسهاي مختلف قابل طرح است. خطوط ارتباطي يك موضع به محيط بيروني بايد تابع ضوابطي باشد كه خصوصيات تهديدات منجر به اختلال در تردد و يا حذف تردد شود.
2-10- موانع
كليه عواملي كه نفوذ حضور دشمن را در محدوده مورد نظر مشكل نمايد موانع نام دارد. انواع موانع عبارتند از:
الف- فاصله
يك اصل كلي آن است كه هر چند فاصله سوژه از مبدا تهديد و تهاجم بيشتر باشد از ايمني بيشتري برخوردار است، زيرا طي كردن فاصله با به كارگيري هر نوع شي تهاجمي اعم از موشكي، هوايي و زميني، مستلزم برنامهريزي دقيقتر و به كارگيري سلاح و تكنولوژي كارآمدتر و هزينه گزافتر و در عين حال خطرپذيري بيشتر است.
ب- توپوگرافي
به معني پستي و بلنديهاي زمين ميباشد در صورت وجود ناهمواري در مسير نقاط مورد نظر علاوه بر خود اين ناهمواريها باعث دشواري حركت مهاجم به خصوص نيروي زميني مي شوند در عين حال امكاناتي را جهت به كارگيري تدافعي فراهم مينمايد.
ج- زيستگاهها
در هر منطقه كه تودهاي از كالبد معماري و تجمع نيروي انساني وجود داشته باشد دليل استحكامات متنوع و پيچيدگي كالبدي و ساير امكانات و از طرفي عدم شناخت دقيق دشمن از ميزان و مكانيزم مقاومتهاي احتمالي همواره نوعي احتياط و ترديد وجود داشت و اين امر خود به مثابه وجود قابليتهاي پيشگيرانه ميباشد.
د- آبهاي سطحي
شامل نهرها، رودها، كانالها، درياچهها و حوضچههاي طبيعي، مصنوعي، تالابها و بركههاي سطوح زير كشت غرقابي مانند برنج و نيشكر ميباشد كه استعداد مانع بوده را در مقابل هجمههاي تصرف زميني دارند.
2-11 - سيستمهاي رديابي و اعلام خطر
بخشي از اقدامات پدافند غيرعامل و هوايي نظير ايجاد پرده پوششي اقدامات درون سازماني به منظور آماده نمودن محيط جهت ترك فعاليت استفاده از جان پناه و پناهگاهها و غيره اندكي قبل از وقوع حملات هوايي موشكي صورت ميگيرد.
و بنابراين كليه افراد بايد در زمان به نحوي از وقوع اين حملات مطلع گردند.
مهمترين اقدام برقراري سيستم اعلام خطر در نقاط حياتي و حساس با تشكيل يك مركز اعلام خطر و گماردن يك نفر مسئول در هر زمان و استفاده از بلندگو، آژير و خطر و غيره ميباشد.
3-11- آموزش و فرهنگ سازي:
مسئولين تصميمگيرندگان و كليه افرادي كه به نحوي در سياستگذاري تهيه اجراي طرحهاي پدافندي غيرعامل سهمي ميباشند. لازم است متناسب با نياز از آموزشهاي لازم برخوردار گردند. ارائه آموزش با تشكيل دورههاي آموزشي مختلف، در مراكز آموزش نظامي و غيرنظامي ميسر ميباشد.
2-12- پنگاهگاهها و جان پناه:
پناهگاههاي به مكاني اطلاق ميگردد كه در مقابل اثرات حملات هوايي-موشكي نسبت به ساختمانهاي معمولي و يا فضاي باز از امنيت بيشتري برخوردار باشد.
پناهگاهها بهتر است در نزديكي محلهاي تجمع افراد باشد و بهتر است در فاصله مناسب از تاسيسات و با استحكام مورد نظر جهت مقاومت در مقابل اصابت مستقيم بمب موشك و يا موج انفجار اتخاذ گردد.
پناهگاهها بايد مجهز به هواكش، سيستم تهويه طبيعي و يا مصنوعي، سيستم روشنايي و برق اضطراري، وسائل كمكهاي اوليه،آب و غذا، وسائل كنار زدن آوار و راههاي ورود و خروجي متعدد به خارج از محوطه پناهگاه باشند.
چنانچه ساختمان محل فعاليت داراي مقاومت كافي در مقابل موج انفجار و تركش نبوده و تجهيزات و وسائل به كار رفته در تاسيسات خود خطر آفرين باشند و در مواردي كه تاسيسات خود هدف حمله هستند با شنيدن صداي آژير بايد به محل امنتر رفت.
جان پناه ميتوان يك سنگر بتني سرپوشيده، سنگر معمولي با ديواره آجري يا حتي خاكي باشد كه افراد بتوانند با رفتن درون آن و نشستن روي پاهاي خود يا روي سنگر در معرض اصابت تركش قرار نگيرد.
2-13- پدافند در مقابل حملات ويژه (شيميايي، ميكروبي، هستهاي)
استفاده از سلاحهاي شيميايي در محيط جنگ رايج است و كمتر در محيطهاي تاسيساتي كاربرد دارد.
اعلام خطر حمله شيميايي يا حملات هوايي معمولاً متفاوت بوده و اين اعلام خطر ممكن است قبل يا هم زمان با حمله صورت پذيرد. استفاده از ماسك در اين شرايط بسيار مهم است.
در مورد حملات هستهاي: چنانچه افراد بدانند در صورت اطلاع از انفجار قريب الوقوع هستهاي با رفتن داخل يك سنگر، كشيدن يك پتوي مرطوب روي سر خود ميتوانند تا حد زيادي از آثار ناشي از ريزش اتمي مصون بمانند. قطعاً در مقابل يك حمله هستهاي به طور كامل تسليم نخواهند شد، آموزش در اين زمينه نقش موثري را ايفا ميكند.
نوشته شده توسط چتر نجات
تحقيق از پلاتيپوس
پلاتيپوس جانوري عجيب است.او منقاري شبيه اردکو بدني همانند سگ ابي دارد و شبيه به يک مار تخم ميگذارد ولي بچه هايش را مانند پستانداران شير ميدهد.اين جانور عضو گروه کوچکي از جانوران است که پستاندار و تخم گذارند. وقتي زيست شناسان براي اولين بار پوست پلاتيپوس را ديدند تصور کردند با يک شوخي مواجه هستند اما عاقبت معلوم شد که چنين جانوري وجود دارد. پلاتيپوس از نظر ظاهري مانند پستانداران و خزندگان اند.دم اين جانور شبيه بيدستر است و پاهايي پهن دارد. پلاتيپوس در استراليا يافت ميشود.ان ها مانند سمور ابي در سوراخ هاي داخل اب زندگي ميکنند و در اب شکار ميکنند. اين جانور با پوشش خز دار ضخيم و پاهاي پره دارش در رودخانه هاي استرالياي شرقي زندگي ميکند او ۵۰ سانت طول دارد و حيوانات کوچگ ابزي را ميخورد. پلاتيپوس پوستي شبيه سمور ابي دارد.حتي دم پهنش نيز از مو پوشيده شده است.هنگام شنا کردن با پاهاي جلوي خود پارو ميزند و با پا هاي عقبي و دمش جهتش را عوض ميکند. از منقار حساس و انعطاف پذيرش براي پيدا کردن غذا در جاهاي گل الود استفاده ميکند.پلاتيپوس ها،خرچنگ ها ي خار دار،ميگو ها،کرم ها،قورباغه ها و ماهي هاي کوچک را ميخورند.ان ها بايد هر روز به اندازه ي وزنشان غذا بخورند! پلاتيپوس ماده در کنار رودخانه تونلي چند متري را حفر ميکند ودر انجا حد اکثر ۳ تخم کوچک و سفت ميگذارد سپس درب تونل را براي جلوگيري از ورود جانوران شکارچي مهر و موم ميکند. ايا ميدانيد؟ ـ تنها پستاندار تخم گذار ديگر،مورچه خوار استراليا و گينه ي نو است. ـ پلاتيپوس تا ۶۰سانتي متر رشد ميکند. ـ پلاتيپوس هاي بالغ در سوراخ خودشان تنها زندگي ميکنند. خطر انقراض نسل پلاتيپوس در قرن ۱۹ به علت شکار بي رويه و استفاده از خز ان تقريبا منقرض شد.وقتي اين شکار بي رويه متوقف گرديد،جمعيت پلاتيپوس ها به طور غير منتظره اي افزايش يافت.اکنون خطر انقراض ان ها از بين رفته است.
